دفتر شعر «جزر و مد پلکها» اثری است از کوروش همهخوانی با 60 شعر تقریبا ماکسیمال و در جوانبی مینیمال توسط انتشارات «کتاب هرمز» در اهواز به چاپ رسیده است.
دفتر شعر «جزر و مد پلکها» اثری است از کوروش همهخوانی با 60 شعر تقریبا ماکسیمال و در جوانبی مینیمال توسط انتشارات «کتاب هرمز» در اهواز به چاپ رسیده است.
«زن نام دیگر تنهاییست» مجموعه شعر «فرزانه بابایی» است که «نشر سیب سرخ» در سال 1399 به چاپ رسانده است. شعرهای کتاب حاضر در سه دفتر «پرنده از چشمهایش پرکشید»، «پاییز فصل گم شدن پرندههاست» و «چند لحظه بعد پرندهها تیرباران میشوند» تنظیم شده است.
مولف به تکاپوی سنتی از تعریف زن دچار میشود. زن حالت تکیهگاه و حتی مادر دارد. او حامل است. میزاید، میپزد و در جنگها به اسارت درمیآید.
آیا حافظ را نیز می توان در جرگه کنشگران مرزی مطرح کرد. در اشعار حافظ ویژگی های رمزآلودی، ابعاد حماسی، شورآفرینی، گاه رندانه و طنزآمیز و اندوهناک، طنز، و اشعاری توام با ایهام و ابهام به وفور یافت می شود. کارشناسان معتقدند که چنین ابعاد فراخناکی است که او را قادر می کرده، تا بتواند ناگفته ها را بیان و همچنین از گزند فتنه های زمان در امان بماند.
«روایت فراموشی» مجموعه شعر رضا حیرانی است که توسط نشر چشمه در سال 1400 منتشر شده است. کتاب حاضر همچنان که روی جلد و زیر عنوان کتاب هم آمده است شامل یک شعر بلند و ضمائم آن است.
شعر چیست؟ این پرسش قدمتی به طول تاریخ دارد و همواره بر سر آن مناقشه بوده است.
ادبیات آمریکای جنوبی را با رئالیسم جاودییاش میشناسند و آمریکای لاتین را با دیالوگهای همینگویوار، ادبیات روس را با قصهگوییهای تولستوی و داستایوفسکی و ادبیات مدرن فرانسه را با جستارها و کشفهای تخیل گونه و دست آخر ادبیات ایران را با شاعرانهزیستی و نویسی در هر ژانر و دستهای و از اینگونه است خون پرنده مائده مرتضوی.
صدف درخشان، شاعر، پژوهشگر، نویسنده، مدرس و فارغالتحصیل دکتری در رشته زبان و ادبیات فارسی است. او که در سومین کنگره بینالمللی زبان و ادبیات فارسی، پنجمین جشنواره هنری دانشجویی ققنوس، دهمین همایش بینالمللی ترویجزبان و ادب فارسی، اولین جشنواره دانشجویی شعر امید برگزیده شده و تجلیل بهعنوان نویسنده و پژوهشگر منتخب سال ۹۰ را در کارنامه دارد، پیش از این آثار خود را 6 مجموعه شعر به انتشار رسانده.
شاعران، منتقدان و دنبالکنندگان جدی و تخصصی شعر در دهههای اخیر، حتما با این گزاره آشنایند که «شعر در زبان اتفاق میافتد». توجه به این مفهوم، خواسته یا ناخواسته مستلزم ورود به عرصههای زبانشناختی و نظریههای ادبی خواهد بود؛ رویکردی که شعر را از مخلوقی صرفا احساسی به مولودی تخصصی و چهبسا علمی تبدیل میکند. هرچند این رویکرد، بیشتر یک رویکرد پساسرایشی است و به قول شمس آقاجانی «شعر به سمت هیچ نظریهای حرکت نمیکند، این نظریات زبانشناسانه هستند که باید ببینند شعر دارد چه میکند تا خود را به آن…
چرا من/ هیچوقت/ از این بالهای رنگارنگ/ از این شبهای متواری/ نداشتم/ بالهایم که در حریقهای جمعهها/ سوخته بودند/ به شبهایم مهر باطل زده بودند/ من بودم جعبهای خالی از بیسکوییت/ لیوانم شکسته/ که آب در آن عمر محدودی/ داشت/ تنها دلخوشی من در این جهان مشوش/ شکوفههایی بود/ در پشت پنجرهام/ با فراموشی فصل/ مبدل به پرندههایی/ شده بودند/ که مدام از روز تولدم/ یادمیکردند (احمدرضا احمدی، جنگل میسوزد ما نگاه میکنیم نشر کارگاه اتفاق، 1399، ص50)