حشمتا... فلاحتپیشه در گفتوگو با «آرمان ملی»:
در حساس ترین شرایط تاریخی هستیم
آرمان ملی- احسان انصاری: در حالی که مردم در تعطیلات نوروزی بسر میبردند تنش بین ایران و آمریکا به بالاترین حد خود رسید و پس از اینکه ترامپ ایران را به تهدید نظامی تهدید کرد، علی لاریجانی مشاور مقام رهبری از احتمال تغییر در دکترین هستهای ایران در صورت حمله به کشور سخن گفت.

اظهاراتی که نشان میدهد ایران در یکی از حساسترین شرایط خود قرار گرفته است. از سوی دیگر فشارهای اقتصادی بر مردم روزبهروز افزایش پیدا میکند و دولت نیز هنوز راه چارهای برای این چالش پیدا نکرده و ادامه این وضعیت میتواند با پیامدهای اجتماعی همراه باشد. «آرمان ملی» برای تحلیل و بررسی چشمانداز پیش روی کشور با دکتر حشمتا... فلاحتپیشه تحلیلگر روابط بینالملل گفتوگو کرده است. فلاحتپیشه معتقد است: «در شرایط کنونی دو مسیر پیش روی ایران و آمریکا وجود خواهد داشت. مسیر نخست دیپلماسی است که میتواند در حالت خوشبینانه به همکاری اقتصادی نیز منجر شود. این مسیر را افرادی مانند ویتکاف راهبری میکنند. انتخاب ویتکاف به عنوان کسی که در زمینه ایران فعال بوده است، نشان دهنده چراغ سبز اقتصادی از سوی ترامپ است. ترامپ به خوبی به این نکته آگاهی دارد که ایران بکرترین کشور در زمینه اقتصادی در منطقه خاورمیانه است. مسیر دیگر، مسیر خطرناکی است. مسیری است که افرادی مانند مایکل والتز مشاور امنیت ملی آمریکا و پیت هگزت وزیر دفاع آمریکا آن را دنبال میکنند. این مسیر همراه با تهدید نظامی و سیاسی است که بدون تردید قرار گرفتن طرفین در این مسیر دو کشور را در مسیر مواجهه قرار خواهد داد. اینکه در آینده طرفین در چه مسیری قرار خواهند گرفت، به این موضوع بستگی دارد که دو کشور تحولات آینده را چگونه مدیریت و به چه سمتی هدایت میکنند.» در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید.
*ترامپ در حالی ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است که مقامات ایران از آمادگی در مقابل هر اقدام ترامپ صحبت میکنند. با توجه به این شرایط چه چشماندازی در سال جدید پیش روی ایران و آمریکا قرار دارد؟
شرایطی که امروز ایران با آن مواجه است یکی از حساسترین شرایط در تاریخ ایران زمین به شمار میرود. البته میشد شرایطی را متصور شد و به شکل دیگری عمل کرد که کشور در چنین تنگنایی قرار نگیرد. آنچه امروز ایران با آن مواجه است نتیجه ندانمکاری تندروهایی است که سیاستهایی را در پیش گرفتند که برخلاف مصالح و منافع ملی بود. من معتقدم امروز یک آرایش نظامی و سیاسی سنگین بین ایران و آمریکا شکل گرفته که این آرایش نتیجه تبادل اظهارات تند در رسانههاست. به همین دلیل نیز من مانند گذشته این هشدار را میدهم که باید تابوی عدم مذاکره با آمریکا را شکست. به دلیل اینکه تاکنون تابوی مذاکره بین ایران و آمریکا وجود داشته، طرفین به جای اینکه واقعیتهای مناسبات دوطرفه را درک کنند، مصاحبه کرده و حرفهایی زدهاند که بیشتر شامل تهدیدها و بلوفهای سیاسی و نظامی بود که نه تنها باعث کاهش اختلافات نشده، بلکه باعث تصاعدی شدن و گسترش بحران نیز شده است.
*چگونه میتوان از این بحران خارج شد و یا حداقل آن را کاهش داد؟
تنها راه موجود حرکت به سمت مذاکره و کاهش تنش است. شرایط به شکلی است که دیگر مذاکره غیرمستقیم نیز پاسخگو نیست و به همین دلیل طرفین باید به سمت مذاکره مستقیم حرکت کنند. تجربه نشان داده که در مذاکره غیرمستقیم تنها میتوان پیام مبادله کرد. این در حالی است که بخش اعظم فرصتها نیز در اختیار واسطهها قرار میگیرد. در گذشته آنچه درباره برجام رخ داد این بود که این توافق فدای منافع واسطههای بین ایران و آمریکا شد.
*در گذشته سطح تنش بین ایران و آمریکا تا به این اندازه شدت نگرفته بود که بیم جنگ رو در رو وجود داشته باشد. این در حالی است که در شرایط کنونی این بیم وجود دارد. در چنین شرایطی چگونه میتوان به سمت مذاکره مستقیم حرکت کرد؟
من معتقدم در شرایط کنونی دو مسیر پیش روی ایران و آمریکا وجود خواهد داشت. مسیر نخست دیپلماسی است که میتواند در حالت خوشبینانه به همکاری اقتصادی نیز منجر شود. این مسیر را افرادی مانند ویتکاف راهبری میکنند. انتخاب ویتکاف به عنوان کسی که در زمینه ایران فعال بوده، نشان دهنده چراغ سبز اقتصادی از سوی ترامپ است. ترامپ به خوبی به این نکته آگاهی دارد که ایران بکرترین کشور در زمینه اقتصادی در منطقه خاورمیانه است. مسیر دیگر، مسیر خطرناکی است. مسیری است که افرادی مانند مایکل والتز مشاور امنیت ملی آمریکا و پیت هگزت وزیر دفاع آمریکا آن را دنبال میکنند. این مسیر همراه با تهدید نظامی و سیاسی است که بدون تردید قرار گرفتن طرفین در این مسیر دو کشور را در مسیر مواجهه قرار خواهد داد. اینکه در آینده طرفین در چه مسیری قرار خواهند گرفت، به این موضوع بستگی دارد که دو کشور تحولات آینده را چگونه مدیریت و به چه سمتی هدایت کنند. برای پرهیز از رویارویی تمامعیار بین دو طرف نیاز است که یک طرح جامع مذاکراتی وجود داشته باشد. این طرح نیز نه در مذاکره غیرمستقیم، بلکه در مذاکره مستقیم شکل خواهد گرفت.
در مذاکره غیرمستقیم تنها میتوان پیام مبادله کرد و بخش اعظم فرصتها در اختیار واسطهها قرار میگیرد. در گذشته، آنچه درباره برجام رخ داد این بود که این توافق فدای منافع واسطههای بین ایران و آمریکا شد
*این طرح جامع مذاکراتی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
در این طرح باید دستورالعملهای لازم برای کاهش اختلافات و تنشها وجود داشته باشد. حتی میتواند شرایط و زمینهها برای همکاریهای اقتصادی نیز در این طرح قرار داده شود. این در حالی است که ترامپ در روزهای اخیر با افزایش تعرفهها بین خود و متحدانش فاصله ایجاد کرده است. هدف اصلی ترامپ از این سیاست نیز این است که 6 تریلیون دلار عقب ماندگی آمریکا در20 سال اخیر از بازیگرانی مانند چین را جبران کند. تعرفههایی که ترامپ به تازگی اعلام کرده، میتواند در سالهای آینده آمریکا را به 6 تریلیون دلار برساند که عقب ماندگیهای آمریکا از سال 2001 تاکنون را که آغاز جنگهای منطقهای بود، جبران کند. به همین دلیل ترامپ به خوبی میداند که اگر در شرایط فعلی یک جنگ جدید را آغاز کند، در مسیری قرار خواهد گرفت که جرج بوش پسر آمریکا را در آن مسیر قرار داد و هنوز نیز جبران نشده است. من معتقدم با توجه به تمام جوانب و در نظر گرفتن تمام احتمالات و البته با نظر به منافع ملی هنوز هم میتوان به کاهش تنش فکر کرد و حتی رسیدن به یک توافق قابل قبول هم وجود خواهد داشت. نمیتوان تمام تخممرغها را در سبد کشورهای دیگر گذاشت و از آنها انتظار داشت. آنها هم دنبال منافع ملی خودشان هستند و در این راه ممکن است حتی از ادامه تنش بین ایران و آمریکا رضایت داشته باشند. اگر سیاست کشوری حفظ تنش بین ایران و آمریکا باشد، نباید در مناسبات دیپلماتیک روی تصمیمات آن کشور حساب ویژهای باز کرد.
برای پرهیز از رویارویی تمامعیار بین دو طرف نیاز است که یک طرح جامع مذاکراتی وجود داشته باشد. این طرح نیز نه در مذاکره غیر مستقیم، بلکه در مذاکره مستقیم شکل خواهد گرفت
*رویکرد چین و روسیه را چگونه ارزیابی میکنید؟
آنها ایران را به عنوان یک خاکریز مهم در مقابل آمریکا میدانند. من معتقدم که دو اشتباه در بلندمدت و کوتاهمدت از دو سال قبل شکل گرفته است. البته که اشتباهات گذشته مانند از دست دادن فرصت احیای برجام یک اشتباه جبران ناپذیر بوده که تندروها به کشور تحمیل کردند. بدون تردید کسانی که کشور را از مسیر دیپلماسی خارج کرده و به مسیر تنش کشیدند باید در پیشگاه تاریخ پاسخگو باشند. آنها ایران را وارد بحرانهایی کردند که هیچ ارتباطی به ایران نداشت. کسانی که ایران را وارد این مسیر کردند کسانی بودند که ناخواسته در میدان دشمنان کشور بازی کردهاند. حتی ممکن است دام گسترده شده از سوی دشمنان کشور برای به قدرت رسیدن ترامپ صورت گرفته باشد. اشتباه بعدی اما زمانی صورت گرفت که فرصت پزشکیان در داخل کشور سوزانده شد. رأی مردم به پزشکیان در مرحله نخست رأی به تنشزدایی بود. این در حالی بود که پس از روی کار آمدن پزشکیان دولت پزشکیان خیلی زود به مصادره تندروها درآمد. تندروهایی که در شرایط حساس کشور به منافع ملی بیتوجه هستند. آسیبهایی که تندروها به کشور در سالهای اخیر زدهاند قابل چشمپوشی نیست؛ تندروهایی که از کاسبان تحریم گرفته تا برخی مدیران بیتفاوت از رنج مردم از تحریم را شامل میشود. گروه دیگر اما سیاست بازانی هستند که فرصتی مانند انتخابات ریاست جمهوری اخیر را در کشور از بین بردند.
*با توجه به شرایط موجود چه چشماندازی را برای کشور متصور هستید؟
با توجه به شرایط موجود هرچه کشور در زمینه سیاست خارجی به سمت دیپلماسی حرکت کند تا زمانی که مشکلات داخلی مورد بیتوجهی قرار بگیرد وضعیت دشوار همچنان وجود خواهد داشت. مشکل اساسی در شرایط کنونی این است که عدهای در داخل کشور مردم را در دایره غیریت تعریف کردهاند. به عبارت دیگر این گروه مردم را به مثابه غیرخودی قلمداد میکنند. این گروه حتی زمانی که حقوق مردم را تأمین میکنند آن را در قالب امتیازات حداقلی میدهند که انگار در حالی دادن امتیاز به غیر خودیها هستند. در چنین شرایطی است که کشور در بین دو لبه قیچی فشار حداکثری ترامپ در خارج و مدیریت حداقلی در داخل قرار گرفته است. این اقلیتها منافع اقلیتی خود را در نظر میگیرند در حالی که منافع حداکثری مردم را نادیده میگیرند. تاریخ نشان داده کسانی که منافع اکثریت مردم را فدای منافع اقلیت میکنند در طول تاریخ سرنوشت روشنی نداشتهاند. به همین دلیل در شرایط کنونی دولت باید در راستای حل مشکلات داخلی و پایان دادن به فشار افراطیون به مردم عمل کند و پس از آن به سمت کاهش تنشهای بینالمللی حرکت کند.
ارسال نظر