حسین مقدس در گفتوگو با «آرمان ملی»:
مهمترین چالش آدمی تنهایی است
آرمان ملی- بیتا ناصر: روایت در داستاننویسی، ماهیتی چندلایه دارد. درست است که در ظاهر آنچه روایت میشود، معرفههایی از شخصیتها و توصیف آنها در موقعیتهای مختلف است، اما چرایی و چگونگی آنها، اینکه چطور میبینند، فکر میکنند و واکنش نشان میدهند، ریشه در مسائل شناختی خاصی دارد که اندیشیدن به آنها، مخاطب را بیشتر به عمق میبرد.

حسین مقدس که پیش از این آثاری همچون «روایتهای لوچ»، «فرو رفتن در چاه» و «خوابگردی» را راهی بازار نشر کرده بود، اخیرا مجموعه داستان «مواجهه» را با انتشارات عینک به انتشار رسانده است. او میگوید: «داستانهای این مجموعه مصاف نهایی شخصیتها با امر واقع است که نتیجه آن هم چیزی جز حیرت و استیصال نبوده است» و اینکه: «داستانهای این مجموعه، داستان همان آدمهای قبل هستند. اما از آنجا که نسبت به مجموعههای قبلی مسیر بیشتری رفتهاند و تجربه بیشتری آموختهاند، طبیعی است که رفتارهای متفاوتی داشته باشند.»
مجموعه داستان «مواجهه» جدیدترین عنوان منتشر شده شما در بازار کتاب است. داستانهای این مجموعه با چه درونمایه و حال و هوایی نوشته شدهاند؟
موضوع داستانهای مواجهه، روبهرو شدن با واقعیت به مثابه امری غریب است و درونمایه آن تاثیر و تضریب حسی عاطفی آن واقعیت در موقعیتی است که من در آن قرار گرفتهام. نه تنها حیوانات و اشیا که تمام عرصههای واقعیت برای من معانی بسیار شخصی و خصوصی دارند و طبق قواعد و الگوهای متعارف رفتار نمیکنند. درست همانطور که امروزه برای هرکس دیگری معانی منحصربهفرد دارند، اما تبیین آن ممکن است اولویت آنها نباشد.
واقعیت به عنوان شکلدهنده اصلی درونمایههای یک اثر ادبی در هر دیدگاهی به گونهای منحصربهفرد ظاهر میشود. تبیین این امر که این یا آن «من» خاص در چه موقعیتی قرار دارد و در آن موقعیت، واقعیت چگونه بازنمایی میشود، به خاطر خصلت سوبژکتیو و هستیشناسی اول شخص آن کاری دشوار است. ذهنیت ما نسبت به امور واقع بهرغم برخی اشتراکات، بر مبنای برداشتهای خصوصی و شخصی شکل میگیرد و مهمتر آن که انتقال آن به دیگری کاری ناممکن است. دیگران تنها میتوانند با کیفیتی متفاوت و آن هم به وسیله یک دستگاه واسط دیگر مانند زبان از آن متاثر شوند.
همچنین این مجموعه، روایت تنهایی ماست. در واقع مهمترین چالش آدمی تنهایی است آن هم به صورت ذاتی، ازلی و ابدی. امری که به دلیل غلبه هیاهوهای دورهای، سطحی و فاقد ارزش معمولاً مغفول میماند. ما تنها با ریسمان ناکارآمد زبان بههم وصل میشویم. زبان نه تنها نمیتواند احساس را همانگونه که هست به دیگری منتقل کند که حتی در تبیین آن نیز قدرت محدودی دارد. زبان بهرغم فوایدی که در روابط ما دارد و صرف نظر از ناگزیری ما، از همان ابتدای غارنشینی یکی از عوامل سوءتفاهم و تفرقه بوده است. هنگامی که سراغ پزشکی میروید و میگویید که دندانتان درد میکند، پزشک دندان درد شما را حس نمیکند، بلکه فقط در ایدهآلترین حالت، میداند که چگونه میتوان آن را علاج کرد. ادبیات تلاش میکند تبیین روشنتر و مستقیمتری از درد (یا لذت) را فراهم کند. از این منظر ادبیات به زبان سود میرساند و به آن عمق و غنا میبخشد.
داستانها و روایتها در این مجموعه، از نظر معنایی تا چه اندازه با یکدیگر در ارتباطاند؟
داستانها از نظر معنا، منشوری واحد و چند وجهیاند که استحکام و قوام خود را از طریق سازوکارهای حاکم بر ذهن که متکی به پیرنگ است، اخذ میکنند. ذهن آدمی به نظر یکپارچه و منسجم میآید؛ هرچند ممکن است طبق یافتههای علوم عصبزیست شناسی امروز، چنین برداشتهایی توهمی بیش نباشد. البته من در «مواجهه» با دستهبندی کردن داستانها کار متفاوتی کردهام. در بعضی از مجموعههای قبلی نیز همین کار را کردهام. این کار «فاصلهها و «رابطههای امور واقع را بهتر روایت میکند. «پارکها» شامل چهار داستان، «دوچرخهها» شش و «چهارفصل» هم چهار داستان دارد. هرچند آنها مصادیق متفاوتی از یک پدیدهی واحد هستند. شخصیتها و رخدادهایی که در این مجموعه حضور دارند، به گونهای غریب ظاهر میشوند و ابزاری برای شکلگیری معنایی خصوصی و شخصی میشوند. رابطهی من با واقعیت (مثل هر شخص دیگری) بکر و منحصر به فرد است. نمیدانم که آیا این معانی از منظر مخاطب تا چه حد متعارف به نظر میرسد و گمان میکنم که این ویژگی نه تنها به لحاظ کیفی، ضعفی در داستانها محسوب نمیشود که برعکس به تشخص آنها میافزاید. زیرا فرآیند ذهنی در تولید داستان و ادبیات، نسبت به علوم تجربی بیشتر به تاثیر حسی عاطفی متکی است تا منطق حاکم بر آن.
داستانها در «مواجهه» روایتگر جامعه امروز ما و مسائلی است که مردم با آنها دست به گریباناند. کمی بیشتر در اینباره توضیح میدهید؟
داستانهای «مواجهه» دغدغههایی هستند که قدمتی دراز دارند و در هر عصری به صورتی متفاوت روایت شدهاند. به عبارتی عواطف و احساسات آدمی در طول تاریخ در رویارویی با واقعیت شکل گرفته و رقم خورده است. ما نه تنها در واقعیت غوطهوریم که خود بخشی از کلیت آن را تولید میکنیم. رویارویی حسی – عاطفی ما با امر واقع در این عصر، وارد مرحلهی تازهای شده است. عصر ما، عصر پذیرش واقعیت به عنوان یک پدیده چندلایه است و از سمتهای متعددی گسترش یافته است. مثلاً عجین شدن زندگی میلیاردها انسان با جهان مجازی و نقش اینترنت در زندگی روزمره، تعریف واقعیت را پیچیدهتر کرده است. سادهنگریهای ما در مورد ابعاد امر واقع، مدام در حال تصحیح و ویرایش هستند. گویی که واقعیت تکههایی از یک پازل است که ما میتوانیم به دلخواه شکلهای بدیعی و تازهای از آن را خلق کنیم. اما اینها تنها یک وجه قضیه است. ما امروز آنقدر که از روابط درون خودمان آسیب دیدهایم، از خشونت ذاتی واقعیت ضربه نخوردهایم. روابط اجتماعی نیز بخشی از واقعیت است. هرچند پیشرفتهایی در زمینه ملایمت ارتباط اجتماعی هم داشتهایم. مثلا صاحبان قدرت در قرون وسطی با شمشیر شکم مردم را میدریدند یا پادشاهان برای زهر چشم گرفتن، از سرها مناره میساختند. امروزه این تقابل - هر چند با ذهنیت و اهدافی مشابه- اما در مجموع مهندسیتر و نرمتر شده است. در معادلات قدرت، نسبتهای دیگری هم وارد شده است. مثلا دیگر آن درجه از خشونت لجام گسیخته غیرضرور شده، اما اصل قضیه تغییر نکرده است. مثلا امروز آقای پوتین و ترامپ نه تنها بر سر تصاحب معادن لیتیوم اوکراین که به خیال خودشان بر سر تقسیم مجدد کل جهان دنبال توافق جدیدی هستند! موقعیتهای جدید، صاحبان قدرت را وادار میکند تا نظم جدیدی را در جهان تعریف و اعمال کنند. خوشبختانه تا امروز هیچ ادیب و هنرمندی در سمت ناحق تاریخ قرار نگرفته است. سعدی میگوید: «من آن مورم که در پایم بمالند/ نه زنبورم که از دستم بنالند/ کجا خود شکر این نعمت گزارم/ که زور مردمآزاری ندارم.»
ذهنیت ما نسبت به امور واقع بهرغم برخی اشتراکات، بر مبنای برداشتهای خصوصی و شخصی شکل میگیرد و مهمتر آن که انتقال آن به دیگری کاری ناممکن است
این مجموعه در مقایسه با دیگر کتابهایتان از نظر محتوا و سبک و سیاق نگارش، چه ویژگیهایی دارد؟
داستانهای این مجموعه، داستان همان آدمهای قبل هستند، اما از آنجا که نسبت به مجموعههای قبلی مسیر بیشتری رفتهاند و تجربهی بیشتری آموختهاند، طبیعی است که رفتارهای متفاوتی داشته باشند. من تاکنون صد داستان در شش مجموعه نوشتهام که در همه آنها، شخصیتها مدام راه میروند، خسته میشوند، میافتند و دوباره برمیخیزند و با حیرت در مقابل جهان میایستند و میپرسند؛ تا بلکه پاسخی نو بشنوند یا چیز تازهای را کشف کنند، اما شاید تنها چیزی که تغییر میکند، ذهن آنهاست. ذهنی که تحت تاثیر طوفان عواطف، مدام نو میشود. جهان ما آکنده از داستان است و قابلیت تولید بیشمار داستان را دارد. هر انسانی که متولد میشود به طور بالقوه با خود انبوهی داستان را به همراه میآورد. همه این داستانها حتی اگر زاویه دید سوم شخص هم داشته باشد، باز متکی به هستی شناسی اول شخص است و حالتی ذهنی و سوبژکتیو دارد.
مشخصا درباره شخصیتهای این مجموعه و چگونگی پرداخت آنها توضیح دهید.
همانطور که قبلاً عرض شد شخصیتهای «مواجهه» بیشتر همان شخصیتهای داستانهای قبل هستند با این تفاوت که برایشان اتفاق تازهای میافتد. یعنی در موقعیتهای جدیدی قرار میگیرند. داستانهای من نه تنها در این مجموعه، بلکه در مجموعههای قبل هم بیشتر موقعیتمحور بودهاند تا شخصیتمحور. هر موقعیتی، برداشت ما را از جهان تغییر میدهد و ما را به کمال و تعالی نزدیکتر میکند. برای خودم داستانهای این مجموعه مصاف نهایی شخصیتها با امر واقع است که نتیجهی آن هم چیزی جز حیرت و استیصال نبوده است؛ یک حیرت ازلی و ابدی. ما از بس زندگی کرده و در جهانهای مکرر و بیمعنا انرژی خود را تلف کردهایم، دیگر چشمها و گوشها حساسیت خود را از دست دادهاند. مسأله این است که واقعیت از فرط تکرار، بدیهی و عادی جلوه میکند و این کار نویسنده است که غبار عادت را از چشم مخاطب بزداید و آن را به صورت واقعی آن، یعنی بدیع و حیرتانگیز عرضه کند. این موضوع بسیار شبیه به ظاهر شدن ناگهانی و حیرتانگیز یک خرگوش از داخل کلاه یک شعبدهباز است. «مواجهه» بدون آن که حافظهی تاریخی مخاطب را حذف کند، او را دوباره با جهان روبهرو میکند. این فرآیند با فضاهای بدیع و غریبی همراه است. مثلاً کلاغی شمارهی رمز کارتهای بانکی را میدزدد، دوچرخهای پرواز میکند، گوی ناشناسی برای راوی دام میگستراند، یک قهرمان ورزشی غولپیکر، کاغذ میخورد و شعبدهبازی که بدنش از جنس شیشه و بلور است، هر روز در پارک معرکه میگیرد. مواجهه، روبهرو شدن با واقعیتی است که زنگار عادت از آن زدوده شده است. دعوتی است به طراوات و تازگی در هنگام دیدن و شنیدن.
خبر جدیدی هم برای مخاطبانتان دارید؟ آیا کتاب تازهای در دست نگارش، چاپ، تجدید چاپ است؟
یک مجموعه مقاله آماده بهنام «رخنه در مه» دارم که شامل نقدهایی بر چند مجموعه داستان از نویسندگان دیگر و همچنین تاملاتی در حوزه فهم واقعیت است و فعلاً پیگیر چاپ و انتشار آن هستم.
ارسال نظر