| کد مطلب: ۱۱۶۰۶۷۶
لینک کوتاه کپی شد

اتوبوس اصلاحطلبی

بنا به اقتضا و شرایط، دولت‌ها در قامت مجریان و جهت‌دهندگان امور کشورها برای رسیدن به اهداف، متشکل از احزاب و در قامت یک جناح با افرادی همسو ایجاد می‎شوند که در کنار یا مقابل خود احزاب و جناح‎های دیگری هم می‎بینند که امکان حضور در دولت مستقر را پیدا نکرده‎اند.

 معمولا جناح‌های سیاسی در طول عمر خود چندین‎بار مسئولیت هدایت دولت‎ها را بر عهده می‎گیرند و جمعی از افراد همسو در جناح خود را برای انجام امور فرا می‎خوانند تا گنجینه‌هایی از میراث‌های مادی و معنوی متعلق به مردم که همراه دولت‌هاست در مسیرهای مختلف به مقاصد مناسبی برسند و آورده‌ای برای جامعه خلق شود. دولت‌ها برای رساندن میراث سرزمین خود به مقاصد باتوجه به وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و... متفاوتی که دارند، هر کدام از این مجموعه‌ها را به مسئولی می‎دهند تا بتوانند در قالب یک گروه، در کنار یکدیگر و با تعامل کار خود را به درستی انجام دهند.

دولت همانند یک اتوبوس است، مسافرین این اتوبوس مدیران اصلی دولت هستند و هر یک باید در جایی از مسیر، گنجینه‌ای که در اختیار دارند را به دست اهلش بسپارند تا کار مملکت به‌خوبی انجام شود. طبیعی است که بنا به وجود جناح‌های مختلف، هر دولتی با اتوبوس متعلق به جناح خود افراد را سوار کند تا مسیرها، توقفگاه‎ها و... مشخص باشند و مردمی هم که منتظر رساندن و رسیدن گنجینه‌های خود هستند بدانند کجا و چشم انتظار چه اتوبوسی باشند.

یکی از این اتوبوس‌ها که سال‌هاست در ایران ما حرکت می‎کند اتوبوس اصلاح‌طلبان است، اتوبوسی که چندین بار وظیفه رساندن میراث ملت به مقصد را بر عهده گرفته و افرادی را سوار کرده تا هم به راننده کمک کنند و هم پیک خوشبختی پیاده‌ها باشند. عده‌ای از مسافران این اتوبوس اصلاح‌طلبی، دائمی شده‌اند و اگر خودشان هم راننده نباشند به راننده دستور می‎دهند در چه جهتی حرکت کند، چه کسانی را سوار کند، چه کسانی را پیاده کند و از آنجا که در گذشته چندین بار در برخی مسیرها چرخیده‌اند فکر می‎کنند راه‌ها را بلدند اما افسوس که بسیاری از راهها عوض شده و مردم هم انتظار دیگری از آنان دارند اما این افراد از صندلی‌های خود در جلوی اتوبوس تکان نمی‎خورند و این اتوبوس فرسوده را در جاده‎هایی پر پیچ‎وخم و قدیمی می‎اندازند که اکنون اتوبان‎هایی موازی با آن جاده‎ها عبور و مرور را تسهیل و تسریع کرده‎اند.

واضح است که مسیرهای حرکت، توقفگاه‌ها و... اتوبوس اصلاح‌طلبان با اصولگرایان متفاوت باشد اما گنجینه همراه آنان یکی است و چشمان منتظر پیاده‎ها، نه به اتوبوس و مسافرانش بلکه به میراثی که توسط این اتوبوس‌ها حمل می‎شود خیره است.

مدت زیادی است که اتوبوس اصلاح‌طلبان نمی‎داند به کجا می‎رود، مسافرانش معمولا از این اتوبوس پیاده نمی‎شوند و معدود افرادی هم که با نظر جلونشینان سوار اتوبوس اصلاح‌طلبی می‎شوند، دوستانی قدیمی هستند بالاجبار از اتوبوس اصولگرایی پیاده‌ شده‎اند تا راه‎بلدهای جوان و تازه نفس جایگزین‌شان شوند. مسافران قدیمی که دیگر صاحب اتوبوس شده‌اند از وضعیت جاده‌های ناهموار می‎نالند اما حاضر نیستند برای رفاه خودشان و امنیت میراث ملت، دستی بر ظاهر و باطن اتوبوس بکشند یا مانند جناح مقابل بر تعداد اتوبوس‌های خود بیفزایند تا پویا بمانند و انگار فقط از این خوشحالند که سوار اتوبوس هستند.

حتی اگر این اتوبوس هر از چندگاهی خراب شود به جوانانی که در مسیر، پیاده هستند دستور میدهند این اتوبوس قراضه را هل دهید تا حرکت کند، بعد از راه افتادن دوباره اتوبوس فقط از پشت شیشه برای پیاده‌ها دست تکان می‎دهند و حتی حاضر نمی‎شوند برای عرض خسته نباشید به آنان از اتوبوس پیاده شوند.

چند وقتی است که دیگر پیاده‌ها توجهی به این اتوبوس در راه مانده نمی‎کنند، برخی از سرنشینانش به زور عده‎ای از مسافران را برای هل دادن پیاده می‎کنند و با حرکت دوباره ماشین حتی آنها را هم سوار نمی‎کنند! چون شاید آنان نیز باری بر دوش باشند و وزنشان بر اتوبوس قراضه فشار بیاورد، شاید هم آذوقه کم است و به همه نمی‎رسد!

دریغا که اگر اصلاح‌طلبان می‎دانستند روزی خواهد رسید که با این راه نابلدی، دست فرمان بد، خرابی‎ها و... این اتوبوس در راه می‌ماند و دیگر هیچ‌کس دست یاری آنان را نخواهد فشرد، کمی خود را از صندلی‎هایشان تکان می‎دادند و افراد جدیدی را سوار این اتوبوس می‎کردند چون این میراث کهن هیچ‎گاه به لطف خداوند بر زمین نمانده و نخواهند ماند. سعدی شیرین سخن چه زیبا گفته است:

یکی بر سر شاخ بن می‌برید  خداوند بستان نگه کرد و دید

بگفتا گر این مرد بد می‌کند  نه با من که با نفس خود می‌کند

 

امید علی‌بابایی

فعال رسانه‌ای

 

منبع : آرمان ملی

ارسال نظر

هشتگ‌های داغ

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار