هادی مرزبان در گفتوگو با «آرمان ملی»:
سرمایهگذاران جای تئاتر فاخر را با تئاتر کمدی عوض کردهاند | سبد فرهنگی مردم تحت تأثیر مشکلات اقتصادی قرار گرفته است
مشکلات و چالشهای اقتصادی روی ساحتهای مختلف جامعه و به خصوص فرهنگ جامعه تأثیرگذاشته است. این در حالی است که وضعیت سینما و تئاتر به عنوان دو موضوع مهم فرهنگی که از تأثیرگذاری زیادی در جامعه برخوردار است از اهمیت بیشتر برخوردار است. به همین دلیل«آرمان ملی» برای تحلیل و بررسی وضعیت سینما و تئاتر کشور در شرایط پر چالش کنونی با هادی مرزبان، کارگردان و بازیگر سینما و تئاتر گفتوگو کرده است. مرزبان فارغالتحصیل رشته بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای تهران در سال ۱۳۵۲ است و فعالیت خود در تئاتر را از سال ۱۳۴۵ آغاز کرد. وی همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد «طراحی و کارگردانی تئاتر» از «دانشگاه برونل انگلستان»است.

به گزارش آرمان ملی آنلاین بازی در سینما را نیز از سال ۱۳۶۵ با فیلم جنگلبان اثر «منوچهر حقانیپرست» شروع کرد. هادی مرزبان طی 4 دهه ده اثر معروف اکبر رادی را روی صحنه برد. وی دارای نشان درجه یک هنری (معادل دکتری) است. مرزبان معتقد است ؛ « تفاوتی ندارد که مسئولیت وزارت ارشاد با چه کسی و از کدام دولت باشد. آنچه حائز اهمیت است این است که هنر و فرهنگ باید به عنوان یک آینه تمام نما در اختیار جامعه قرار داشته باشد که در شرایط کنونی این وضعیت وجود ندارد. هنر تئاتر و سینما باید مانند آینه همه اتفاقاتی که در جامعه رخ میدهد را نمایش بدهد و به شکلی آن را بازگو کند که جامعه در مسیر اصلاح و تعالی حرکت کند. مهمترین هدف یک هنرمند این است که در مسیر اصلاح و توسعه جامعه نقشآفرینی کند. هنرمندانی که در تئاتر و سینما فعالیت میکنند وظیفه دارند واقعیتهای جامعه را به صورت نقادانه در آثار خود مورد بررسی قرار بدهند و آن را به شکلی دربیاورند که برای مخاطب عام قابل فهم و درک باشد.» در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید.
سینما و تئاتر کشور به چه میزان تحت تأثیر شرایط اقتصادی قرار گرفتهاند؟ عدم تولید فیلم، سریال و تئاترهای فاخر به چه میزان به مشکلات اقتصادی ارتباط دارد؟
در شرایط کنونی مسائل اقتصادی مردم جنبههای دیگر زندگی آنها را تحت تأثیر قرار داده است. به همین دلیل نیز سبد فرهنگی مردم تحت تأثیر اقتصاد آنها قرار گرفته است. این وضعیت درباره سینما و تئاتر نیز وجود دارد. در چنین شرایطی کسانی که قصد سرمایهگذاری در سینما دارند در مرحله نخست به دنبال این هستند که پول آنها به همراه سودش برگردد. متأسفانه اغلب سرمایهگذاران به فکر فرهنگ نیستند و بیشتر به دنبال سود اقتصادی از سینما هستند. اغلب این افراد به دنبال این هستند که آثاری تولید کنند که نه تنها سرمایه آنها را برگرداند بلکه از این راه سود نیز کسب کنند. در این میان کارگردان و عوامل هنری که فعالیت میکنند کاری از دستشان برنمیآید چون سرمایهگذاری از سوی فرد دیگری صورت میگیرد. دولت نیز در چنین شرایطی خود را کنار کشیده است. نتیجه چنین وضعیتی این میشود که هنرمندان تن به هر وضعیتی میدهند تا سرمایهگذار به سرمایه خود برسد. متأسفانه وضعیت به مراتب بدتر از سینما در تئاتر نیز وجود دارد.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که مدتی است نظارتها نسبت به تئاتر بیشتر شده است. کسی که برای تئاتر سرمایهگذاری میکند در مرحله نخست تلاش میکند سرمایهای که هزینه کرده را با سود به دست بیاورد. در چنین شرایطی اغلب سرمایهگذاران به سمت تئاترهای کمدی میروند که از بازگشت سرمایه خود اطمینان بیشتری دارند. شرایط به شکلی است که تماشاگران واقعی تئاتر پشت درهای سالنهای تئاتر هستند. دلیل این اتفاق این است که این افراد تئاتری متناسب با ذائقه خود پیدا نمیکنند. تماشاگران تئاتر بسیار فهمیده و فرهیخته هستند و حاضر نیستند برای دیدن هر تئاتری هزینه کنند. اگر یک گزارش میدانی در تهران گرفته شود مشخص میشود که مردم نسبت به تئاترهای کمدی استقبال بیشتری نسبت به کارهای جدی نشان میدهند. این وضعیت نتیجه سرمایههایی است که در تئاتر برای سوددهی مورد استفاده قرار میگیرد.
این سخن به معنای این است که محتوا تحت تأثیر گیشه قرار گرفته است؟
بله؛ همین اتفاق رخ داده است. در کشورهای توسعه یافته مانند انگلیس تئاترهای جدی در سالنهای اصلی شهر لندن روی صحنه میرود که با حمایت مستقیم دولت صورت میگیرد. بقیه تئاترها در مکانهای دیگر اجرا میشود که قابل مقایسه با مراکز اصلی نیست. به همین دلیل تئاتر کشور نیاز به حمایت دولت دارد. متأسفانه هنوز مدیران فرهنگی به تئاتر باور ندارند که با تئاتر چه کارهایی میتوان انجام داد. من معتقدم با تئاتر ما میتوانیم معضلات اجتماعی و خانوادگی مانند فقر، اعتیاد و حتی معضلات ترافیکی را حل کنیم. این در حالی است که تصمیم گیران هنوز به جایگاه و اهمیت تئاتر واقف نیستند. مسأله این نیست که دولت فعلی یا دولت گذشته چه رویکردی نسبت به تئاتر داشته و دارد. مسأله این است که تصمیم گیران هنوز تئاتر و اهالی تئاتر را باور ندارند. برخی مدیران فرهنگی هنوز متوجه کاربرد تئاتر در جامعه نشدهاند. باید از تئاتر کشور حمایت مستقیم مادی و معنوی شود. بسیاری از کسانی که در زمینه تئاتر فعالیت میکنند دارای تحصیلات عالیه هستند و سالها در زمینه مطالعه کردهاند. چنین افرادی قرار نیست باعث سرگرمی مردم باشند و بلکه به دنبال این هستند در مسیر جامعهای که در آن زندگی میکنند تأثیرگذار باشند.
رویکرد دولت سیزدهم نسبت به تئاتر و سینمای کشور به چه صورت بوده است؟ چه نقدهایی به این رویکرد وارد میدانید؟
تفاوتی ندارد که مسئولیت وزارت ارشاد با چه کسی و از کدام دولت باشد. آنچه حائز اهمیت است این است که هنر و فرهنگ باید به عنوان یک آینه تمام نما در اختیار جامعه قرار داشته باشد که در شرایط کنونی این وضعیت وجود ندارد. هنر تئاتر و سینما باید مانند آینه همه اتفاقاتی که در جامعه رخ میدهد را نمایش بدهد و به شکلی آن را بازگو کند که جامعه در مسیر اصلاح و تعالی حرکت کند. مهمترین هدف یک هنرمند این است که در مسیر اصلاح و توسعه جامعه نقشآفرینی کند. هنرمندانی که در تئاتر و سینما فعالیت میکنند وظیفه دارند واقعیتهای جامعه را به صورت نقادانه در آثار خود مورد بررسی قرار بدهند و آن را به شکلی دربیاورند که برای مخاطب عام قابل فهم و درک باشد. اگر هنرمند نتواند این رسالت را به خوبی انجام بدهد کار خاصی نکرده و رسالت خود را به خوبی انجام نداده است. رویکرد نقادانهای که هنرمند در تئاتر و سینما دنبال میکند میتواند متوجه مسئولان جامعه نیز باشد.
این نقادی نیز به دلیل رویکردهایی است که به نظر یک هنرمند نیازمند اصلاح است و باید مسئولان در آن تجدیدنظر کنند و یا رویکرد جدیدی در پیش بگیرند. به همین دلیل ممکن است در یک فعالیت هنری کنایههایی نیز به برخی از مسئولان جامعه برای تغییر رویه مدیریتی خود زده شود. در جامعه انسانی هنرمندان چشم انداز وسیعتری را نسبت به افراد عادی جامعه میبینند و به همین دلیل بین نوع نگاهی که هنرمندان نسبت به مسائل دارند با افراد عادی جامعه تفاوت وجود دارد. این وضعیت به خصوص در تئاتر وجود دارد. یکی از مهمترین تعاریفی که از تئاتر شده این است که«تئاتر وصف مسائلی است که قابل وصف نیستند.» شاید برخی عنوان کنند نباید همه واقعیتها را در جامعه عنوان کرد. این در حالی است که اتفاقأ کار اصلی تئاتر وصف واقعیتهایی است که نمیتوان به راحتی آن را وصف کرد. در شرایط کنونی مشکلات برای هنرمندان در عرصه سینما و تئاتر زیاد است که مهمترین آن مشکلات اقتصادی است و این موضوع برای تئاتر و سینمای کشور چالش ایجاد کرده است.
بودجههایی که به خصوص برای تئاتر در نظر گرفته شده بسیار ناچیز است. بدون تردید با این بودجه نمیتوان انتظار داشت هنرمندان آثار فاخر و تأثیرگذاری تولید کنند. مقصر نیز یک فرد خاص نیست و من قصد ندارم فرد خاصی را به عنوان مقصر جلوه بدهم و بلکه معتقدم مقصر نظام تصمیم گیری فرهنگی ماست. اگر مسئولان به دنبال این هستند که تئاتر و سینمای کشور رونق داشته باشند باید بودجه مربوط به این بخش را بیشتر کنند.
ارسال نظر