تجربه زیستی و زیست تجربی در «زمستان معشوق من است»
دفترِشعر «زمستان معشوق من است» اثری است از خانم مانا آقایی که در سال 1398 توسط نشرِ سیپرس به چاپ رسیده است. قبل ازاین دفتر، آثار دیگری هم از این شاعر منتشرشده است؛ هم در حوزه شعر و هم در حوزه ترجمه. آثار آقایی را میتوان در دو نگاه بررسی کرد:

به گزارش آرمان ملی آنلاین، یکی نگاه به شعر و ادبیات و دودیگر؛ نگاه به فرهنگ ترجمه که البته این دو درجوانبی میتوانند درکنار یکدیگر زیست کنند. آقایی در این دفتر از مجموعه نشانههایی(طبیعی- اجتماعی) برای تقویت و پالندگی و بالندگی زبان خود استفاده میکند.
سُراینده درسرودهها، تابع زبانی سلیس و روان همراه با عاطفه و خیال است. عاطفه و خیال توأم با تصویر به نوبه خویش در شعر آقایی جایگاه و پایگاه دارد؛ اما مهم تر از این میتوان به احساس صمیمانه زبان شاعر اشاره کرد که بهخوبی و با لطافت، با کلمات ارتباط میگیرد.
بسامد خیال در اشعار شاعر، از مهمترین عناصری است که به چشم میخورد. اشعار به دو دسته تقسیم شدهاند؛ در بخش نخست ما با اشعاری نیمه ماکسیمال تصادم داریم و در بخش دوم، شاعر شعر کوتاه فارسی و ژانر هایکو را تجربه میکند. او در بخش نخست؛ بهتر خودی نشان داده و در اشعار کوتاه، اگرچه ما با مضامینی انتزاعی و هایکوگونه برخورد میکنیم، ولی به آن حد و نصاب سراینده نتوانسته خودش را در جرگه شعر هایکو با مؤلفههایی که دارد نشان دهد.
آقایی در اشعارش گاهی خودش را میسُراید و گاهی هم به دنبال سرایش جامعه و زبان طبیعت مانند زمستان و پاییز است. یک تجربه زیستی و زیست تجربی در اشعارش هویداست که نشان از مهاجرت زبان و تبعید لباس معنا هم دارد و این نوستالژی میخواهد خودش را در همان دنیای واقعی خودش پیدا کند. یک رئالیسم جادویی؛ نه به سبک بورخس؛ بلکه به سبک خَسُ و خِسِ فرهنگ ایرانی مشاهده میکنیم که پیشینه در ازمنه تاریخ این کهنبوم دارد.
آقایی شاعری دردمند نیست؛ اما عاطفی و خیالپرداز است که مخاطب با آثارش، در زوایایی احساس دردوارگی نیز میکند. شاعری مونولوگمحور در جهت نیل به دیالوگهایی چندجانبه است که در ابعادی خوب ظاهر شده است: «زمستان معشوق من است/ مردی که حافظهای سفید دارد/ و گردن بلندش را/ با غرور بالا میگیرد/ زیر برفها به قوی زیبایی میماند/ که روی دریاچهی یخ زدهای میرقصد/ درآغوشش میکشم/ آب میشود/ کمکم/ کمکم آب میشود/ و میریزد/ انگار هیچوقت نبوده/ مرد مهاجری که قرار بود گرمم کند.» شعری با بافتار زبانی متفاوت که شاعر از دیالوگهای نهفته چندجانبه برای تشریح و بیان مؤلفههای زمستان درون بهره میگیرد. درواقع شاعر، زمستان بیرون را با زمستان درونش که معشوق آن است، به گفتوگو دعوت کرده است. صنعت آشنازُدایی دراین سُروده بهخوبی احساس میشود؛ از اینرو که آقایی به دنبال پیرنگ متفاوتتری از مفهوم زمستان است. تقابلهای درونی-بیرونی شاعر از حیث زبان، قابل تأملاند.
استفاده از صنعت تشبیه و استعاره و توجه به صنعت آشنازُدایی از مهمترین دستاورد و فکرآورد شاعر دراین شعر محسوب میشوند. تجربه زیستی شاعر و زیست تجربی آن هر دو در این شعر با روش و شیوهای متفاوت حضور دارند. تشخص دادن به شخصیّت خیالی زمستان و کاراکترهای واقعی آن و پیوندزدن معنا بین این دو در ابعاد مختلف با زبانی هنرمندانه از عمده تکنیکهای تیپیک شاعر به شمار میروند. درباره شعرِ زمستان بسیارگفتهاند؛ اما درباره زمستانِ شعر، کمترگفته و نوشتهاند، که شعر زمستان آقایی از این طیف است. نکته دیگر، من اجتماعی شاعر است که با استفاده ازدیالوگهای چندجانبه در بعضی از اشعارش بهخوبی دیده میشودمانند شعر پاییز .
صنعت واژهگزینی مهمترین فرآیند فکری شاعر است که در قالب و بافت این شعر بهطرز مطبوع و مطلوبی گزینش و چینش شده است. شعری ناتورال که از کلماتی طبیعی بهرهمند شده و در ابعادی نوعی ناتورالیسم معنایی است. چینش کلمات و بینش مفاهیم درکنار هم نوعی همنشینی را به جای آلترناتیو خلق کردهاند؛ بهگونهای که ازحیث معنا فرآیندی واحد و پیوسته را درجهتِ نیلِ به مفهومی دلبسته و وابسته طی میکنند. دیالوگها چندجانبه است و پیامد و پیامد این دیالوگها، تبدیل به یک گفتوگومندی شده است. پلی فونی (چند صدایی) و دیگری در متن نیز در این دفتر به چشم میخورد؛ زیرا آقایی ازکلمات طبیعی و اجتماعی بهخوبی استقبال میکند تا که یکدیگر را در شعر درجهت گفتوگویی هدفمند و هوشمند یاری کنند. حسن کلام اینکه، آقایی شاعری معناگرا با رویکردی ناتورال است و زبان شعرش نیز از لحنی صمیمی و سلیس و عاطفی برخوردار شده. امید میرود که این شاعر بتواند در دفاتر بعدی به یافتهها و دریافتههای دیگری از جهان معنا دست یابد.
ارسال نظر