چرا مردها به زندگی مشترک پایان می دهند؟
نتایج یک پژوهش حاکی از آن هستند که دلایل اصلی طلاق در بین مردان شامل خیانت، نارضایتیهای عاطفی و جنسی، دخالتهای اطرافیان، و فشارهای روانی ناشی از عدم تحقق انتظارات دوطرفه در زندگی مشترک است. همچنین، کاهش تعهد به نقشهای سنتی در خانواده و افزایش تعارضات درونی و بیرونی، از جمله عواملی هستند که روند تصمیمگیری برای طلاق را تسریع میکنند.

به گزارش آرمان ملی آنلاین، طلاق، برخلاف تصور عموم، یک تصمیم ناگهانی نیست. این پدیده معمولاً از اختلافات کوچک و تکرارشونده آغاز میشود و بهتدریج به مرحلهای میرسد که جدایی عاطفی و در نهایت قانونی رخ میدهد. فرایند تصمیمگیری برای طلاق شامل مجموعهای از فشارهای روانی، اجتماعی، و اقتصادی است که افراد را وادار به بازنگری در زندگی مشترک میکند. شناخت این فرآیندها و دلایل پشت آن میتواند به کاهش پیامدهای منفی طلاق کمک کند.
یک تیم پژوهشی از دانشگاه یزد، تحقیقی را در این زمینه انجام داده است. این پژوهش با تمرکز بر تجربه مردانی که تصمیم به طلاق گرفتهاند، به بررسی فرایندها و دلایل منجر به این تصمیم پرداخته است. هدف از این تحقیق، شناسایی عواملی بوده است که در تصمیمگیری مردان برای جدایی نقش داشتهاند و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل بر روند زندگی آنها را بررسی کرده است.
مطالعه فوق با رویکرد کیفی و روش تحلیل روایت انجام شد. در این پژوهش، پژوهشگران با استفاده از مصاحبههای باز با مردان متقاضی طلاق، اطلاعات خود را جمعآوری کردند. سپس دادههای بهدستآمده بررسی شدند و پنج موضوع اصلی شامل بیثباتی زندگی، فشارهای اجتماعی، بازنشانی مردانگی، مرتفعسازی حقوق، و راهگشایی برای ادامه مسیر شناسایی شدند.
یافتههای این تحقیق نشان دادند مردانی که تصمیم به طلاق میگیرند، معمولاً از شرایط بیثبات زندگی رنج میبرند و احساس میکنند که چارچوب خانواده دیگر پاسخگوی نیازهای آنها نیست. این مردان تحت فشارهای اجتماعی قرار میگیرند و تلاشهایشان برای بهبود شرایط زندگی اغلب بینتیجه میماند. در نهایت، آنها تصمیم به جدایی میگیرند تا موانع زندگی فعلی را مرتفع کرده و راهی برای بازسازی زندگی خود بیابند.
این تحقیق همچنین نشان داد که مردان متقاضی طلاق، علاوه بر آسیبهای روحی و روانی، با چالشهایی مانند از دست دادن آبرو و مواجهه با فشارهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند. این مسائل آنها را وادار میکند تا نقشها و اختیارات خود را بازتعریف کنند و بهنوعی هویت مردانه خود را بازیابند.
نتایج این پژوهش حاکی از آن هستند که دلایل اصلی طلاق در بین مردان شامل خیانت، نارضایتیهای عاطفی و جنسی، دخالتهای اطرافیان، و فشارهای روانی ناشی از عدم تحقق انتظارات دوطرفه در زندگی مشترک است. همچنین، کاهش تعهد به نقشهای سنتی در خانواده و افزایش تعارضات درونی و بیرونی، از جمله عواملی هستند که روند تصمیمگیری برای طلاق را تسریع میکنند.
این پژوهش بر اهمیت ارائه خدمات مشاورهای و روانشناختی برای مردانی که تصمیم به طلاق گرفتهاند، تأکید دارد. ارائه حمایتهای اجتماعی و آموزش مهارتهای زندگی میتواند به کاهش اثرات منفی طلاق و بهبود شرایط روانی و اجتماعی این افراد کمک کند. همچنین، فراهمکردن مشاوره رایگان و کمک به حل تعارضات خانوادگی میتواند نقش مهمی در پیشگیری از طلاق ایفا کند.
ارسال نظر