محمد هاشمی در گفتوگو با «آرمان ملی»: ضعف دانشگاهها اهداف انقلاب را ضعیف میکند
آرمان ملی : محمد هاشمی، برادر مرحوم آیت ا... هاشمی رفسنجانی است.

وی از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۲ ریاست سازمان صدا و سیما را برعهده داشت و در فاصله سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰ در دولتهای ششم و هفتم، بهعنوان معاون رئیسجمهور در امور اجرایی، فعالیت میکرد. هاشمی برای مدت ۱۵ سال، از ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰ عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. در شرایطی که اخراج اساتید دانشگاه شدت گرفته «آرمان ملی» برای بررسی این موضوع و اهمیت و آینده نهاد دانشگاه در ایران با محمد هاشمی گفتوگو کرده است. هاشمی معتقد است: به دلیل موانعی که در چهار دهه گذشته پیش روی انقلاب وجود داشت ما نتوانستیم به همه اهدافی که جزو آرمانهای انقلاب بود دست پیدا کنیم. در شرایط کنونی نیز اگر قرار است اتفاق مثبتی در زمینه علمی کشور رخ بدهد باید دوباره شاهد همکاری حوزه و دانشگاه در کنار بازار باشیم. حضرت امام(ره) همواره به اتحاد بین نهادها و گروههای مرجع کشور تأکید داشتند. به همین دلیل نیز در شرایط کنونی باید حوزه و دانشگاه و سایر نهادها به هم کمک کنند تا همگی بتوانیم از چالشهای موجود کشور عبور کنیم. در اصل سوم قانون اساسی عنوان شده که اسلام و جمهوریت نظام اسلامی دو رکن تفکیک ناپذیر نظام هستند. این اصل نشان میدهد که نمیتوانیم با اسلام به تنهایی یا با جمهوری به تنهایی به اهداف انقلاب برسیم و بلکه این دو مفهوم باید در کنار هم وجود داشته باشد.» در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید.
*یکی از اهداف اصلی انقلاب تقویت نهادهای علمی و به خصوص دانشگاه بود و حضرت امام (ره)نیز همواره روی دانشگاه و تقویت آن تأکید داشتند. با توجه به اتفاقات اخیری که درباره اخراج برخی اساتید دانشگاهها رخ داده به چه میزان اهداف انقلاب در این زمینه محقق شده است؟
قبل از انقلاب اغلب اساتید دانشگاهها در کشورهای اروپایی و آمریکا تحصیلکرده بودند. به همین دلیل نوع نگرشی که در دانشگاهها بود غربی بود. البته از این نکته نیز نباید بگذریم که اغلب این اساتید در دانشگاههای معتبر بینالمللی مانند هاروارد، برکلی و دانشگاههای انگلیس، فرانسه و.. تحصیلکرده بودند و از نظر علمی قوی بودند. این اساتید در رشتههای تخصصی خود از نظر علمی قوی بودند و در عین حال نیز گرایش به غرب داشتند. در چنین شرایطی نوع تربیت دانشجویان در دانشگاههای کشور بیشتر علمی بود و کمتر به مسائل دینی و مذهبی در تربیت دانشجویان توجه میشد. هنگامی که نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام(ره) وارد مرحله جدیدی شد و اوج گرفت دانشگاهها از جمله نهادهایی بودند که با نهضت امام خمینی(ره) همراه شدند. این وضعیت به خصوص درباره دانشجویان بیشتر وجود داشت و دانشجویان به شکلهای مختلف در نهضت انقلابی مشارکت داشتند. در این زمینه انجمنهای دانشجویی که یکی از آنها انجمن دانشجویی بود تشکیل شدند. دانشجویانی که در نهضت حضور داشتند بهرغم اختلاف نظرهایی که با هم داشتند در یک موضوع اشتراک داشتند و آن نیز مبارزه با استبداد رژیم پهلوی بود. دانشجویان در آن مقطع زمانی با شکنجهها و زندانیهایی که صورت میگرفت مخالفت میکردند و در یک کلام مخالف ظلم و ستمی بودند که رژیم پهلوی انجام میداد. در کنار دانشجویان در بین بازار و کسبه نیز هیاتهای مذهبی تشکیل شده بودند که در پیشبرد اهداف نهضت اسلامی مشارکت داشتند. نکته مهم دیگری که در این زمینه وجود داشت رویکردی بود که حوزه علمیه و علما نسبت به نهضت و مخالفت با رژیم پهلوی داشتند. در نتیجه دانشگاه در کنار حوزه و بازار سه ضلعی بودند که در نهضت انقلاب اسلامی قبل از سال57 نقش داشتند. رژیم نیز متوجه این وضعیت شده بود و به یک رژیم سیاسی سفاک تبدیل شده بود که زندانیان سیاسی را شکنجه میداد. با اخراج امام از عراق و حضور ایشان در فرانسه که حدود چهار ماه به طول انجامید و افشاگریهایی که ایشان علیه رژیم پهلوی میکردند و تظاهراتی که مردم انجام میدادند در نهایت انقلاب به پیروزی رسید.
*وضعیت دانشگاهها پس از انقلاب به چه صورت بود؟ آیا اهداف انقلاب در مورد دانشگاهها محقق شد؟
پس از انقلاب بحثی در فضای فکری جامعه به نام تعامل حوزه و دانشگاه مطرح شد. شرایط به شکلی بود که از یک طرف حوزه وارد فضای انقلاب شده بود و از سوی دیگر دانشگاهها نیز تلاش میکرد از انقلاب حمایت کند و در مسیری حرکت کند که مورد نظر انقلاب است. در واقع دانشگاه و حوزه برای شکوفایی و تحقق اهداف انقلاب با هم همکاری میکردند. اساتید حوزه به دانشگاهها میرفتند و در دانشگاه سخنرانی میکردند و از سوی دیگر اساتید دانشگاه نیز همین کار را در حوزههای علمیه انجام میدادند. نتیجه همراهی و مشارکت حوزه و دانشگاه شکوفایی و تحقق برخی از اهداف نظام و انقلاب بود. نه حوزه به تنهایی میتوانست به این اهداف دست پیدا کند و نه دانشگاه. با همراهی و همکاری این دو نهاد علمی بود که در سالهای ابتدایی انقلاب دستاوردهای خوب علمی به وجود آمد. با این وجود در سالهای پس از انقلاب به دلایل مختلف ما نتوانستیم به اهدافی که قرار بود توسط دانشگاه محقق شود دست پیدا کنیم.
*چرا این اهداف محقق نشد؟
به هر حال در این زمینه موانعی به وجود آمد که اجازه نداد اهداف دانشگاهها محقق شود. در درون کشور جریان اسلامی قرار داشت در حالی که در بیرون آمریکا و سلطنتطلبان به شکلهای مختلف تلاش میکردند که نظام اسلامی را تضعیف کنند و اجازه ندهند اهدافی که در نظر گرفته شده به نتیجه برسد. نکته دیگر ترور دانشمندان و انقلابیون در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب بود که این موضوع نیز در روند علمی کشور تأثیرگذار بود. براساس آنچه منافقین به صورت رسمی اعلام کردهاند در حدود17 هزار نفر را در سالهای ابتدایی انقلاب در کشور ترور کردند که در بین این افراد چهرههای برجسته انقلاب نیز حضور داشتند. پس از این کشور با جنگ تحمیلی مواجه شد که هشت سال طول کشید و هزینههای زیادی برای کشور ایجاد کرد و بسیاری از برنامههای کشور را تحت تأثیر قرار داد. به همین دلیل باید عنوان کرد که به دلیل موانعی که در چهار دهه گذشته پیش روی انقلاب وجود داشت ما نتوانستیم به همه اهدافی که جزو آرمانهای انقلاب بود دست پیدا کنیم. در شرایط کنونی نیز اگر قرار است اتفاق مثبتی در زمینه علمی کشور رخ بدهد باید دوباره شاهد همکاری حوزه و دانشگاه در کنار بازار باشیم. حضرت امام(ره) همواره به اتحاد بین نهادها و گروههای مرجع کشور تأکید داشتند. به همین دلیل نیز در شرایط کنونی باید حوزه و دانشگاه و سایر نهادها به هم کمک کنند تا همگی بتوانیم از چالشهای موجود کشور عبور کنیم. در اصل سوم قانون اساسی عنوان شده که اسلام و جمهوریت نظام اسلامی دو رکن تفکیکناپذیر نظام هستند. این اصل نشان میدهد که نمیتوانیم با اسلام به تنهایی و یا با جمهوری به تنهایی به اهداف انقلاب برسیم و بلکه این دو مفهوم باید در کنار هم وجود داشته باشد. هرچه دانشگاهها تضعیف شود به زیان انقلاب و آرمانهای انقلاب است. سلیقهها ممکن است متفاوت باشد، اما اصل قضیه که اتحاد و همکاری همه نهادها و گروههای فکری است باید وجود داشته باشد. نباید سلیقههای سیاسی مانعی برای تحقق اهداف انقلاب شود.
*اتفاقی که در سالها و ماههای اخیر در کشور تشدید شده مهاجرت نخبگان است. دلیل این مهاجرتها چیست و چه پیامدهایی برای کشور خواهد داشت؟
مهاجرت نخبگان دلیل دارد. در ابتدای انقلاب که موضوع صدور انقلاب مطرح بود. مخالفان نظام عنوان میکردند که انقلاب اسلامی به دنبال صدور انقلاب به کشورهای دیگر است. واقعیت ماجرا نیز این بود که برخی انقلابیون برای تبیین مبانی و اهداف انقلاب به کشورهای دیگر میرفتند در آن کشورها آثار وجودی داشتند و از این طریق انقلاب معرفی میشد. به همین دلیل جمهوری اسلامی زیاد مانعی برای مهاجرت این افراد به وجود نمیآورد و گاهی حمایت نیز میکرد. پس از مدتی که دانشگاهها و حوزه در کشور قدرت پیدا کردند و فارغالتحصیلان زیادی بیرون دادند جذب آنها در مشاغل تخصص سخت و دشوار شد و در این زمینه با نقصانها و کمبودهایی مواجه شدیم. به همین دلیل برخی از این نخبگان از کشور مهاجرت کردند و در کشورهای دیگر مشغول به کار شدند. البته نظام همچنان تلاش میکرد از ظرفیت چنین افرادی استفاده کند. کار به جایی رسید که همین افراد نخبه در دانشگاههای معتبر علمی کرسیهای اسلام شناسی و شیعه شناسی ایجاد کردند و به تربیت دانشجویان در این زمینه پرداختند.
*شما مهاجرت نخبگانی که در شرایط کنونی صورت میگیرد را نیز در راستای صدور انقلاب میدانید یا به دلیل انتقاد از وضعیت موجود؟
هر دو این موضوعات وجود دارد. من معتقدم کسی که از کشور مهاجرت میکند نمیتواند از هویت خود دور باشد و بهرغم اینکه نسبت به وضعیت داخلی انتقاد دارد، اما هنگامی که به خارج از کشور مهاجرت میکند آثار وجودی خود را به خوبی نشان میدهد. همین که در دانشگاههای معتبر علمی عنوان میشود که فلان استاد و یا فلان دانشجوی نخبه مسلمان است نشان دهنده آثار وجودی است که نخبگان کشور در کشورهای دیگر از خود بروز میدهند. در شرایط کنونی بسیاری از نخبگانی که در رسانه خارجی حضور پیدا میکنند درباره انقلاب، اسلام و عدالت در اسلام صحبت میکنند که جای تأمل بیشتری دارد. البته من منکر این نیستم که برخی از کسانی که از کشور مهاجرت میکنند نسبت به مدیریت کشور و وضعیت موجود نقد و انتقاد دارند و نتوانستند خود را با شرایط کشور تطبیق بدهند. با این وجود اغلب کسانی که مهاجرت میکنند در کشور مقصد آثار وجودی دارند.
ارسال نظر