| کد مطلب: ۱۱۶۳۹۵۲
لینک کوتاه کپی شد

شاد زیستن حق ماست

در زیست جهان ما، شادی و نشاط و مهربانی می‌بایست جایگاه ویژه‌ای داشته باشد. چرا که شادی و نشاط یکی از نیازهای روحی و فطری انسان است که در بسیاری از جنبه‌های حیاتی انسان نقش مؤثری ایفا می‌کند.

 دین اسلام که به تمام نیازهای روحی و جسمی انسان توجه داشته، این موضوع را نیز مورد توجه قرار داده است. بدون شک در جامعه‌ای که مردم از شادی و نشاط بیشتر برخوردارند، بیشتر هم به هم مهر می‌ورزند و در سبک زندگی آنان مولفه‌های مرتبط با شادی در چارچوب فرهنگ آن جامعه به خوبی دیده می‌شود. یکی از پیام‌های عیدهای مختلف از جمله عید فطر «تصمیم، به شاد زیستن است». بقول مولوی: «مرا عهدی است با شادی، که شادی آن من باشد». رفتارهای مختلف ما در عید‌های نوروز، فطر، غدیر و مناسبت‌های دیگر و... از شادباش گفتن‌ها به همدیگر، دیدار با بزرگان خانواده و تقویت روابط خانوادگی، دیدار با مردمی که عزادار هستند (به اصطلاح نو عید دارند)، کمک کردن به نیازمندان، فطریه دادن، سپاسگزاری از خداوند، لباس تمیز پوشیدن، شیرینی پخش کردن، برای دیگران خوب‌ها را خواستن و... گوشه‌ای از کارکردهای اجتماعی این عیدهاست که همه آنها شادی آفرین است. فراموش نکنیم که شادی هم حق و هم یکی از نیازهای اساسی انسان است. باید بپذیریم که یکی از نیازهای بشر امروزی ایجاد فرصت‌هایی برای شادی و نشاط است چرا که دردنیای امروز به دلیل شیوه زندگی فشارهای روانی مردم هم افزایش پیدا کرده است لذا بیش از هر زمانی نیاز به شادی احساس می‌شود. در گذشته نیاکان ما به خوبی برای ارتقای سلامت روان به مناسبت‌های مختلف جشن می‌گرفتند تا شادی را به خود و دیگران هدیه می‌کردند چرا که به قول حکیم فردوسی نیک می‌دانستند که: «چو شادی بکاهد، بکاهد روان/ خرد گردد اندرمیان، ناتوان». بی‌دلیل نیست که امام علی(ع) در این زمینه می‌فرماید: «شادمانی موجب انبساط روح و مایه وجد و شادابی است». البته این را می‌پذیرم که در این راه می‌بایست اندازه نگهداشت. بقول نظامی: «مقیمی را که این دروازه باید/ غم و شادیش اندازه باید». این مناسبت‌های شادمانه را بهانه کنیم تا علیرغم همه مشکلات و نگرانی‌های که وجود دارد (که کسی هم منکر آن نیست و واقعیتی است که با آنها مواجه هستیم) با توکل به خدای مهربان، تصمیم بگیریم که در چارچوب فرهنگ جامعه، برای نهادینه کردن شادی و نشاط در زندگی فردی و اجتماعی بیش از پیش بکوشیم، مهارت کسب کنیم، مثبت نگر باشیم. بقول مولوی: «فکرت‌راست کن (گژ مبین)، نیکو نگر/ هست آن فکرت شعاع آن گهر». باعشق ورزیدن به خود و دیگران گامی در این راه برداریم و کار خیرکنیم. بقول حافظ شیراز: «راهی ست راه عشق که هیچش کناره نیست/ آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست/ هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود/ در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست». اجازه ندهیم که غم زیاد بیش از عشق و نشاط لشگر انگیزد. این گونه باشیم: شکیبا، خوشرو و خوش اخلاق، مهربان (چرا که فکر می‌کنم «آدمی را، مهرها می‌پرورد»، خوشحال ازموفقیت دیگران، مسئولیت‌پذیر در قبال تعهدات، متواضع و فروتن، منظم در تمام کارها، ساده و بی‌تکلف، صادق، وفادار، امیدوار، تقسیم کننده شادی‌ها و... در چنین جامعه‌ای سلامت روانی- اجتماعی بیش از مشکلات اجتماعی خود را نشان می‌دهد.

 

* سیدحسن موسوی‌چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 

 

منبع : آرمان ملی

ارسال نظر

هشتگ‌های داغ

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار