آسایش دو گیتی
در این بزنگاه حساس تاریخی که آرایش نظامی بیسابقهای از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه شکل گرفته و هر لحظه ممکن است تنش به اوج برسد، ناچارم سخن را نه از موضع یک تحلیلگر، بلکه از زبان شاعری فرهیخته و حکیم، یعنی حافظ شیرازی، آغاز کنم.
شعری که نهفقط زیباست، بلکه راهبردی برای سیاستورزی است: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا. این بیت، نه فقط چکیدهای از اخلاق فردی است، بلکه عصارهای از یک مشی سیاسی و تدبیر دیپلماتیک است. «مروت» به معنای انسانیت، انصاف، رحم، جوانمردی، حمیت، غیرت و مردانگی است؛ و واژههای معادل فارسی آن چون «جوانمردی» و «رادمنشی» بهخوبی عمق فرهنگی آن را نشان میدهند. در برابر دوستان، مردم، متحدان، و همپیمانان، باید مروت داشت؛ یعنی احترام، انصاف و همراهی را مبنا قرار داد. اما در برابر دشمن، نسخهای دیگر پیچیده میشود: «مدارا». مدارا نه به معنای تسلیم، بلکه راهبردی هوشمندانه برای مهار خصومت، کاستن از اصطکاک و فراهمسازی بستر گفتوگوست. مدارا معادل اعتدال، سعهصدر، تسامح، مماشات هدفمند و نرمی سنجیده است. زبان فارسی برای آن برابرهایی چون سازگاری، بردباری، نرمی و کنار آمدن در نظر گرفته است. متضاد آن، «قهر» و «تندخویی» است؛ اموری که جز خسارت، دستاوردی ندارند. درست است که این بیت بیشتر درباره تعاملات داخلی و روابط انسانی است، اما نمیتوان از آن در روابط بینالملل غافل شد. کشورها نیز مانند افراد، نیازمند تدبیر، نرمش و انعطافپذیری هستند. تعامل میان ملتها، اگر بر مدار عقلانیت و گفتوگو باشد، منجر به توسعه و ثبات میشود؛ و اگر بر پایه خصومت، تندروی و لجاجت باشد، چیزی جز عقبماندگی و تهدید در پی ندارد. باید اذعان کرد که در مواجهه با آمریکا، گاه بیش از اندازه از ادبیات تهاجمی استفاده شده و فرصتهایی که میتوانستند به نفع کشور تمام شوند از دست رفتهاند. بارها شاهد آن بودهایم که مسئولان آمریکایی، چه در دولتهای دموکرات و چه جمهوریخواه، پیشنهادهایی برای گفتوگو با ایران مطرح کردهاند، اما در اغلب موارد در زمان مناسب پاسخ درخوری داده نشده است. این در حالی است که دیپلماسی، هنر بهرهبرداری از فرصتهاست؛ نه فقط نمایش اراده و اقتدار. برای نمونه، زمانی که وزیر خارجه دولت دموکرات، خانم مادلین آلبرایت، به صراحت به نقش دولت متبوعش در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اعتراف کرد و از ملت ایران دلجویی نمود، این فرصت میتوانست آغازگر فصلی تازه در روابط باشد. اما در فضای سنگین بدبینی و بیاعتمادی، این گام مهم نادیده گرفته شد و دستاوردی در پی نداشت. منتقدان مذاکره، البته بهدرستی از خروج ترامپ از توافق برجام یاد میکنند، اما این نیز واقعیتی انکارناپذیر است که او بارها پیشاپیش هشدار داده بود که از برجام ناراضی است و بهدنبال بازنگری در آن است. در چنین شرایطی، دستگاه دیپلماسی ما باید با رایزنیهای فعال و گفتوگو با دیگر اعضای برجام، مانع خروج آمریکا از توافق میشد یا هزینه این خروج را بالا میبرد. سکوت یا واکنش دیرهنگام، خود بهنوعی مشوق تندروی طرف مقابل شد. این نکته بسیار مهم است که بدانیم، حتی جنگ نیز، در نهایت با مذاکره پایان مییابد. چرا که هیچ جنگی تا ابد ادامه نمییابد، و دیر یا زود طرفها ناگزیرند برای آتشبس یا صلح، پای میز گفتوگو بنشینند. اگر این اصل را بپذیریم، پس چه بهتر که همین مسیر مذاکره و تعامل را قبل از بروز درگیری، با عزت و تدبیر طی کنیم. مذاکره، نه نشانه ضعف است و نه امتیاز دادن بیپایه. همانطور که جنگیدن نیازمند شجاعت، مهارت، هوشمندی و آمادگی است، مذاکره نیز به همینها نیاز دارد، بهاضافه قدرت بیان، تسلط بر منافع ملی، درک درست از توازن قوا، و توان اقناعسازی. گفتوگوی موثر، یعنی دستیابی به بیشترین منافع با کمترین هزینه. امروز، مجموعهای از نشانهها از تشدید تنشهای منطقهای حکایت دارند. حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس، تهدیدات کلامی مقامات اسرائیلی، و برخی اتفاقات مرزی، همگی نشانههایی است که نباید از کنار آنها ساده گذشت. در چنین وضعیتی، عقل سلیم حکم میکند که تصمیمگیران کشور، اعم از مقام رهبری، ریاستجمهوری، وزارت خارجه و فرماندهان ارشد نظامی، با بررسی سنجیده تمامی سناریوها، راهی برای مهار بحران بیابند. تاریخ نشان داده است که در بزنگاههای حساس، عقلای قوم اگر به موقع وارد عمل شوند، میتوانند مسیر کشور را از لبه پرتگاه بازگردانند. امروز نیز چنین فرصتی وجود دارد، اگر ارادهای برای آن باشد. هیچکس منکر ظلمهای آمریکا یا خیانتهای رژیم صهیونیستی نیست، اما درک درست از توازن قدرت جهانی و موقعیت ژئوپلیتیک ایران، ایجاب میکند که در تصمیمسازیهای کلان، عنصر عقلانیت بیش از همیشه لحاظ شود. در شرایط کنونی، کشور بیش از هر زمان دیگری به مروت در رفتار داخلی، و مدارا در سیاست خارجی نیاز دارد. جامعه نیاز به آرامش دارد؛ اقتصاد نیاز به ثبات دارد؛ و امنیت نیازمند دوراندیشی و پرهیز از التهاب است. در چنین فضایی، تنها ابزار مؤثر، نه فریاد، بلکه تدبیر است. اگر واقعاً طالب «آسایش دو گیتی» هستیم، راهی جز عمل به همین دو کلمه وجود ندارد: مروت و مدارا. این آموزهای است که نهفقط از حافظ، بلکه از تاریخ و تجربههای جهانی آموختهایم. هر ملتی که عقل را بر خشم، و تدبیر را بر تعصب ترجیح داده، در مسیر توسعه و پیشرفت گام برداشته است. امروز وقت آن است که تصمیمگیران کشور، با نگاهی دوباره به تجربههای گذشته، مسیر گفتوگو، تعامل، و سازوکارهای دیپلماتیک را در اولویت قرار دهند. نباید اجازه دهیم کشور در شرایطی که هنوز راههایی برای صلح و تفاهم باقی مانده، به دره نابودی و جنگ سقوط کند.
*علیمحمد نمازی
فعال سیاسی اصلاحطلب
ارسال نظر