«آرمان ملی» در گفتوگویی بررسی میکند
دولت بهدنبال نخبگان
آرمان ملی- گروه سیاسی: هرچه در دولت قبل بر خالصسازی تاکید شده و طَرد افراد غیر همسو از دستگاههای دولتی صورت گرفته بود، گویا در این دوره و با روی کار آمدن دولت چهاردهم جذب نخبگان یکی از دغدغههای رئیسجمهوری محسوب میشود روندی که شاید باتوجه به فاصله نخبگان از حاکمیت حتی به نتیجه نرسد.

جذب نخبگان به دولت حالا به چالشی برای حکمرانی تبدیل شده است بهنوعی که مسعود پزشکیان مجبور شده از واژه دربهدر بهدنبال مدیران کارآمد استفاده کند. رئیس کابینه چهاردهم در حاشیه بازدید از نمایشگاه «پیشگامان پیشرفت» در جمع خبرنگاران گفت: «از یک طرف ما داریم در همه سفرها بسترها و موانع برای بخشی خصوصی جهت تجارت در خارج برمیداریم. از آن طرف خودمان دربهدر بهدنبال افرادی هستیم که بتوانند مشکلات کشور را حل کنند. هر گیر یا گرفتاری و مشکلی که از طرف ما وجود داشته باشه حذف خواهیم کرد». چنین اظهارتی خبر از بحرانیشدن وضعیت دارد و شاید اکنون هم برای جذب مدیران کارآمد و تشویق طبقه نخبه برای حضور در طرحهای توسعه و بهبود وضعیت مدیریتی دیر شده باشد. در سالهای اخیر مهاجرات نخبهها یکی از چالشهایی محسوب میشد که همواره از سوی تحلیلگران مورد تذکر قرار میگرفت ولی گویا اهمیتی برای ارگانهای حاکمیتی نداشت و شاید بر این گمان بودند که میتواند بدون طبقه نخبه کشور را مدیریت کنند. در این مورد با یکی از تحلیلگران سیاسی گفتوگو کردهایم. آرینمنش معتقد است که دولت اختیارات محدودی برای برطرفکردن این موانع دارد ولی نمیتواند جاذبهای برای نخبگان ایجاد کند. در ادامه این مصاحبه را میخوانید.
دافعه و جاذبه دولت
جواد آرینمنش، تحلیلگر سیاسی و نماینده ادوار مجلس شورا در واکنش به اینکه دولت دربهدر بهدنبال مدیران برای بهبود وضعیت کشور است، به خبرنگار آرمان ملی میگوید: «حضور نخبگان در دستگاههای اجرایی و در راس امور کشورداری یکی از مهمترین عوامل کلیدی در توسعه و پیشرفت کشور است. حضور نخبگان باعث ایجاد تحول، نوآوری، خلاقیت، زمینهساز حل بحرانهای کشور، بهبود تصمیمگیری برای افزایش بهرهوری، کاهش ریسک مدیریتی و همچنین باعث کاهش آزمون و خطا در ارتقا کیفیت خدمات برای توسعه پایدار کشور خواهد شد. اما در مورد اینکه چرا نخبگان جذب دستگاههای اجرایی نمیشوند باید به چند مانع اشاره کنیم. یکی موانع ساختاری و سیستمی است یعنی بیاعتمادی به نخبگان که بخشی بهدلیل عوامل سیاسی و تاریخی است. نخبگان همواره منافع اکثریت را بر منافع گروهی و جریانهای خاص سیاسی ترجیح میدهند همین یکی از عواملی است که از حاکمیت طرد میشوند. » او در همین مورد ادامه میدهد: «دلیل دیگر اینکه فقدان شفافیت و عدالت در فرآیند بهکارگیری نخبگان و مدیران جای خود را به منافع و روابط شخصی داده است. پارتیبازی جایی برای حضور نخبگان نگذاشته است. نخبگان در واقع در خارج از دولت آزادی بهتری دارند و درآمدهای بیشتری هم میتوانند داشته باشند. روند پاداشدهی و پرداخت حقوق بخشخصوصی به تناسب بخشهای دولتی از کیفیت بهتری برخوردار است. در بخش خصوصی شرایط برای پیشرفت، نوآوریها و خلاقیتهای مدیران کارآمد آماده است ولی چنین روندی را در ارگانهای دولتی نداریم. یک حقوق ثابت دولتی که براساس حداقلها بهتصویب میرسد نمیتواند جذابیتی برای طبقه نخبه داشته باشد در ضمن حاشیههای محیطهای دولتی را هم باید ضمیمه کنیم. » نماینده ادوار مجلس شورا با اشاره به نوع موانع ادامه میدهد: «موانع فرهنگی و اجتماعی هم در این زمینه وجود دارد. ترس از قدرتگرفتن نخبهها، تنگ بودن فضای سیاسی و البته تحمل ناپذیری طیف نخبه از جمله دلایلی است که از حضور و فعالیت این طیف در دستگاهای دولتی جلوگیری میشود. بهعنوان مثال چرا افرادی مانند جواد ظریف حضورشان در دولت تحمل نمیشود؟ چون در این نمونه مسائل فرعی بر مسائل تخصصی ترجیح داده شده است و موارد جناحی را بر توانمندیهای امثال ظریف ترجیح میدهند و عرصه را برای کارکردن چنین نفراتی تنگ میکنند. افرادی مانند ظریفها که بستگانش تابعیت خارجی دارند چه ارتباطی میتواند با تخصص او داشته باشد.» او در همین مورد میگوید: «این فشارهایی که از سوی نمایندگان رادیکال مجلس بر دولت چهاردهم آورده میشود باعث حاشیهسازی شده است که کیفیت دولت را تحتتاثیر قرار میدهد. افراد قاعدتا باید از فیلترهای مختلفی برای ورود سیستم دولتی عبور کنند ولی این موانع بهنوعی است که اکثریت حاضر به پذیرش آنها نیستند چون نه دلیلی میبینند و نه انگیزهای برای خدمت به کشور برایشان بهوجود میآورند. با در کنار هم قراردادن این مجموعه مسائل سیاسی و فکری میبینیم دافعه برای حضور نخبگان در دستگاههای دولتی بیش از جذابهها است و بههمین دلیل جذب آنها برای دولت کاری دشورا خواهد بود.» نماینده ادوار مجلس شورا در پاسخ به این سوال که آیا دولت و شخص پزشکیان میتواند در ادامه این موانع را برای جذب طبقه نخبه کنار بزند، اضافه میکند: «رئیسجمهوری در زمینههایی اختیاراتی دارد و در برخی زمینهها هم اختیارات محدودی دارد. در حوزه مسائل امنیتی و تایید صلاحیتها دولت چهاردهم هفتخان را پشتسر گذاشته است. بنابراین اینطور نیست که هر نخبهای را که دولت بخواهد به کابینه اضافه کند بتواند در آینده به پاستور بیاورد. در پرداختی به نیروها هم چارچوبهایی وجود دارد که کار دولت را محدودتر میکند، بهنظر آقای پزشکیان چنانکه از روز اول کارزار انتخاباتی بر آن تاکید دارد، بهکارگیری نخبگان در بدنه دولت است در این زمینه تا حدودی در برخی موارد توفیق داشته ولی در برخی از موارد موفقیتی بهدست نیاورده است».
فرار مغزها
فرار مغزها به مهاجرت متخصصان و نخبگان علمی از ایران اشاره دارد که یکی از معضلات اجتماعی، اقتصادی و آموزشی کشور محسوب میشود. همواره آمارهای متفاوتی در این زمینه منتشر شده است اما بنابر آمار مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۹، ۶۰ هزار نفر از ایرانیانی که در این سال مهاجرت کردهاند در زمره مهاجران نخبه دستهبندی میشوند. این افراد غالبا دارای مقامهایی در المپیادهای علمی بوده یا جزو نفرات برتر کنکور یا دانشگاهها هستند، اما درصد قابلتوجهی از دانشآموختگان علمی هنوز تمایل دارند به کشورهای پیشرفته مهاجرت کنند. صندوق بینالمللی پول در گزارش سال ۲۰۰۹ خود اعلام کرده است ایران به لحاظ مهاجرت نخبگان، در میان ۹۱ کشور در حال توسعه یا توسعه نیافته جهان، مقام نخست را در اختیار دارد. این در حالی است که همچنان برخی مسئولان فرار مغزها از ایران را منتفی میدانند. صندوق بینالمللی پول، بیکاری، سطح پائین درآمد استادان و نخبگان، نارساییهای مالی و اداری، کمبود امکانات تخصصی، علمی، بیثباتی سیاسی و اجتماعی را از جمله دلایل مهاجرت ایرانیان ذکر کرده است.
ارسال نظر