«آرمان ملی» تاثیر اخلاق سیاسی در مسئولان را بررسی میکند
رئیس جمهور مردمی
آرمان ملی- سهیل ثابت: «اخلاق سیاسی» واژهای که همه سیاستمداران و فعالان سیاسی بدان تاکید میکنند اما برخی در زمان مشخص نه تنها نامی از آن نمیبرند بلکه در بزنگاههای مهم به طور کلی از آن عدول کرده و بر عکس عمل میکنند.

لذا تفاوت است میان افراد و چهرههایی که در هر شرایط به اخلاق پایبند هستند و چه در زمان پیروزی و چه در گاه شکست از اخلاق سیاسی عدول نمیکنند ؛ با آنهایی که در پیروزی و در شکست اخلاق را کنار گذاشته و آنطور که دوست دارند برخورد و رفتار میکنند. نمونه واضح این مساله را میتوان در ادوار انتخاباتی به ویژه در مناظرات انتخاباتی دید که نامزدها برای تفوق و برتری بر یکدیگر دست به هر کاری میزنند و هر مسالهای را مطرح میکنند تا در نظر مردم و جامعه موفق و موجه جلوه کنند و رای مردم را پشتوانه خود سازند. نمونه دم دستی و در اختیار اخیر این مهم را نیز میتوان مناظرات انتخابات ریاست جمهوری اخیر قلمداد کرد که برخی نامزدها با چه ادبیاتی اتهامات، اهانتها و تخریبهایی را علیه برخی دیگر از کاندیداها و حتی اشخاص غایب به کار بردند تا به هر نحوی که شده ضعف خود را با اینگونه حملات پوشش دهند و در نظر مردم موفق آیند و جامعه را به سمت و سوی خود ترغیب کنند. غافل از اینکه جامعه از این نوع برخوردها، رویکردها و عملکردها رویگردان بوده و هست و اساسا این نوع بد اخلاقیها فضیلت نیست. بد نیست در این میان نگاهی به گذشته نیز داشته باشیم و ببینیم که پایهگذار این بد اخلاقیها در ادوار گذشته چهرههایی بودند که از قضا خود را خدمتگزار و مردمی میپنداشتند. به عنوان نمونه انتخابات ریاست جمهوری سال 88 که هنوز برای بسیاری یادآور اتفاقات متفاوتی است نمونهای از این مساله است. جایی که محمود احمدینژاد در مناظره خاص خود با میرحسین موسوی صحبتهایی در تخریب چهرههای غایب به زبان آورد و پس از انتخابات نیز در جشن پیروزی خود در 24 خرداد 88 با توهین به جریان رقیب خود گفت: «حالا ۴ تا خس و خاشاک در این گوشهها یک کاری میکنند. بدانید که این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنها نخواهد گذاشت.» همین نوع بد اخلاقیها باعث شد تا این رویه در ادوار بعدی نیز ادامهدار باشد. احمدینژادی که خود را مردمی میدانست، اما بیش از مردمی بودن چهرهای پوپولیست بود و با اقداماتش بیش از آنکه به مردم خدمت کند به روایت آمارهای اقتصادی آنها را به مشقت انداخت و اقتصاد کشور را 2 واحد کوچک کرد و با رشد اقتصادی 6- دولت را تحویل داد.
* رئیسجمهور مردمی
انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم تمام شد و مسعود پزشکیان به عنوان منتخب ملت شناخته شد، اما تفاوتی که او با سایر روسای جمهور منتخب داشت اینکه وی نه در ظاهر بلکه به واقع مردمی است. چنانکه برخی اقداماتش برای مردم، رسانهها، فضای مجازی و حتی سیاسیون غیر عادی است. در حالی که پزشکیان میخواهد با این نوع عملکرد خود فاصله میان مسئولان و مردم را کم کند کاری که باید سایرین نیز میکردند، اما در این راستا چندان قدمی برنداشتند. اینکه پزشکیان میگوید: اگر با من طوری برخورد شود که گویا به اعتبار اعتماد مردم، بنده کسی شدهام، آنگاه از خودم میترسم؛ بنده همانی هستم که همیشه بودم و حاضر نیستم به خاطر موقعیتی که در آن قرار گرفتهام احترام اضافهای به من گذاشته شود. این یعنی با یک رویه جدیدی در نوع سیاست ورزی مسئولان مواجه خواهیم بود. مسئولانی که خود را ملزم به پاسخگوی مردم میدانند و از مردم گفتنشان صرفا تا پای صندوق رای نیست. پزشکیان میخواهد مردمی بودن را نه در ظاهر بلکه در واقعیت نشان دهد. از این جهت است بیتکلف و بدون پروتکل به هیئتهای مختلف عزاداری مثل ریحانه الحسین مجید بنی فاطمه یا مهدیه امام حسن مجتبی که هیئت سعید حدادیان است میرود و کفشش را خودش بر میدارد. اموری که چندی در فضای مجازی بسیار پر بازدید شده است. حتی ویدئوهایی در فضای مجازی دستبهدست شده که پزشکیان در سالهای پیش به زبان ترکی مداحی و مرثیه سرایی امام حسین(ع) را انجام میداده است. البته جدای از اینها آنچه بیشتر جلب توجه میکند اخلاق و منش سیاسی پزشکیان است که امروز برای جامعه جذابیت دارد. جایی که او با مخالفان و رقبای خود که حتی به وی اتهاماتی بسته یا درصدد تخریب بر آمدهاند نیز با نگاه احترام و پذیرش مینگرد و حتی در دفتر خود پذیرای همه آنها بوده و از نقطه نظراتشان نیز بهرهمند شده است. همین مساله که از همه احزاب، جریانها، دانشگاهیان، انجمنهای علمی، کارشناسان و صاحبنظران خواسته تا نظرات خود را در راستای چینش کابینه بدهند و برای انتخاب هر وزیر کارگروهی تدارک دیده، نشان میدهد که برای پزشکیان مردم و کشور مهم هستند و باید برای خدمت بهترینها را انتخاب کند. حال اینکه برخی روسای جمهور به طور کلی نه تنها به اینگونه مسائل اعتقادی نداشتند، بلکه به اسم مردم منویات و اهداف خود را پیش میبردند. چه اینکه در همین انتخابات اخیر نیز شاهد بودیم که برخی مسئولان ستاد سعید جلیلی در ادبیات نسنجیده و توهینآمیز خطاب به رقیب گفتند: رقیب ما در انتخابات آقای ناظریف و آن برادری که رگ گردن برای مردم کلفت میکند نیست. اینها عددی نیستند که بخواهیم این تریبونها را صرف آنها کنیم. رقیب ما جبهه کفر و جبهه استعمار و استکبار است. برخی از این افراد در داخل کشور ما دورریزها و پسماندها و امتداد کمرنگ آن جبهه هستند که سعی میکنند ادا در بیاورند. لذا تفاوت بین دو تفکر و نگاه کاملا مشخص است و همین امر است که نشان میدهد مردم چرا به مسعود پزشکیان رای دادند.
ارسال نظر