«آرمان ملی» از چالشهای بر سر راه تحقق درآمدهای نفتی به دلیل فشار تحریمها گزارش میدهد
تحریم؛ کابوس وعدههای دولتی
آرمان ملی – صدیقه بهزادپور: افزایش فروش نفت طی سالهای اخیر، یکی از خبرهایی است که دولت سیزدهم آن را از افتخارات خود برمی شمارد اما برای اثبات آن همواره بر مساله محرمانه بودن طرق، مقاصد و درآمدهای حاصل از آن اصرار دارد و از شفافیت سازی در این خصوص پرهیز میکند. اما برخی از کارشناسان از این نوع فروش نفت با تخفیف به مشتریان به ویژه چین، تحت عنوان حراج ثروت ملی یاد میکنند که به دلیل تحریمهای خارجی و البته خودتحریمی که خواسته برخی از دلالان در این حوزه است، صورت میگیرد. در این راستا بسیاری از برنامههای دولتها وهمچنین برخی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری به علت تشدید هر روزه تحریمهای فرصت تحقق پیدا نمیکنند و در حد وعده باقی میمانند.

آزادی فروش نفت برای همه
به گزارش «آرمان ملی»، صاحب نظران معتقدند؛ حوزه نفت معمولاً با فسادهای نهان و آشکار زیادی در سطوح مختلف همراه است که تحریم و پاپیش گذاشتن برخی از افراد به منظور کارگشایی میزان فساد در این بخش را افزایش نیز داده است. موانع پیش روی فروش نفت در سالهای گذشته باعث شد تا هیات وزیران آیین نامه مربوط به فروش نفت توسط افراد را به دستگاههای اجرای ابلاغ کرد و در جریان بررسی بخش درآمدی لایحه بودجه سال ۱۴۰۱ کل کشور بازگشتی از کمیسیون تلفیق لایحه بودجه، با اصلاح بند (ز) تبصره ۱۹ ماده واحده این لایحه موافقت کردند. و بر این اساس به دولت اجازه داده میشود از طریق شرکت ملی نفت ایران نسبت به تحویل نفت خام و میعانات گازی صادراتی به اشخاص معرفی شده توسط دستگاههای اجرایی و تنها پس از تأیید اشخاص ازسوی وزارت نفت و براساس قیمت روز صادراتی شرکت ملی نفت ایران و در سقف منابع بند (ب) تبصره (۱) این قانون اقدام کند. مخالفت گسترده کارشناسان با این تبصره و اذعان آنها بر ایجاد رانت و ظهور بابک زنجانیها در راستای اجرای این طرح حکایت از این داشت که دولت اجرای طرح و مصوبات خود را بدون رایزنی با کارشناسان امر به سرعت اجرا و تبدیل به قانون میکند در حالی که پیش از این خروج از انحصار فروش نفت توسط شرکت ملی نفت در زمان احمدی نژاد، تبعات منفی بسیاری به بار آورد. رویکردی که گمانه زنیهایی برای ظهور بابک زنجانیهای جدید و البته دلالان پشت پرده بیشتری را موجب شد.
سبدهای سرگردان نفتی
نفت یکی از حوزههایی به شمار میآید که غالباً با فسادهای نهان و آشکاری همراه بوده است و بسیاری به طمع درآمدهای مخفی و عیان از این محل به حوزههای مستقیم وغیرمستقیم هجوم میآورند تا شاید بتوانند سهمی از این سفره داشته باشند، کما اینکه شاهد این بودیم که بسیاری از چهرههای نفتی با حذف قالیباف از مرحله نخست انتخابات به ستادهای دیگری هجوم بردند تا با فعالیت در کمیته انرژی هم جناحان خود، جایی برای خود در چیدمان نفتیها در دولت آینده داشته باشند. اما در هر حال راهیابی هر یک از این دو نامزد به ساختمان پاستور، باید با ارائه راهکارهای جامع و مانعی همراه باشد که با حضور مدیران و مسئولان کاربلد به دور از رانت و سفارش در حوزههای مختلف در عرصه انرژی حضور یابند تا بتوانند به چالشهای بیپایان نفت، گاز، پتروشیمی؛ برق و مجموع ناترازیهای دیگر غلبه کنند، چرا که در صورت از دست دادن فرصت بیشتر هیچ راهی برای جبران مشکلات در این زمینه باقی نمیماند و عقب افتادگی صنعت و توقف بنگاههای صنعتی تنها پیامدی خواهد بود که کشور شاهد آن خواهد بود. از این رو بهتر است، جلیلی یا پزشکی در دولت آینده با درخواست اکثریت فعالان در حوزه انرژی، رکاب بر مرکب توسعه و پایداری نهند بزرگترین و ارزآورین حوزه در کشور را با استعانت از منابع خدادادی به سرمنزل مقصود رسانند، قطعاً برای انجام این مهم بهره گیری از توان بخش خصوصی، کارشناسان و مدیران آگاه و تجربه گرا در سطوح مختلف و نه بر اساس سفارش و رانت ولابیگری محقق میشود و به قول برخی از افراد صاحبنظر در این عرصه، فروش نفت را به ثمن بخس را پایان دهند و با رفع تحریمها، پاسخ مشقتهای متحمل شده مردم صبور را با هزینه کردن درآمدها برای توسعه و پیشرفت واقعی را به خوبی دهند و وقعی به سبدهای منتظر در ستادها ننهند.
خوان گسترده نفت ایران به لطف تحریم
بر اساس این گزارش؛ اِعمال تحریمهای نفتی و غیرنفتی در سالهای گذشته باعث شد تا افرادی چون بابک زنجانی با تسهیلات و مصوبات آشکار و پنهان دولت وقت، حضوری قدرتمند در ارکان مختلف داشته باشند و از راننده شخصی رئیس بانک مرکزی وقت به یکی از اصلیترین خریداران نفت ایران تبدیل شود و نفت ایران را با تخفیف به کشورهای دیگر بفروشد یا در مخازن اجاره کشور چین انبار کند تا در روز مبادا با قیمت بیشتری به فروش برساند و در این راستا در خُنکای سایه تحریمها، با خرید بانک در مالزی و راه اندازی صرافیهایی در برخی از کشورها مانند ترکیه، با ایجاد انحصار لذت بخش بر موانع نقل و انتقالات مالی و... به دلیل تحریم، غلبه کند. قطعاً در این بین حلقههای کوچک و بزرگ بسیاری نیز از کنار این خوان گسترده نفتی در داخل و خارج از کشور منتفع شدند. هر چند بعد از مدتی بابک زنجانی به دلایل از این میدان حذف شد، اما فروش نفت با تخفیف به چین ادامه یافت و به گفته برخی از صاحبنظران دیگر شاید بهتر باشد با فانوس به دنبال بابک زنجانی وامثال او گشت، اما در نهایت در سایه فشار تحریمهای سنگین، ما را از درآمدهای واقعی و حتی فروش نفت باتخفیف به علت نپذیرفتن FATF از سوی ایران و.... محروم ساخته است.
دلمان خوش است که نفت میفروشیم
مجید انصاری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با یک افشاگری در خصوص فروش نفت میگوید: افتخار میکنند روزی یک میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت میفروشند حال سوال من به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام این است که چه کسانی نفت میفروشند؟ اسامی را اعلام کنید، میگویند اگر بگوییم دشمن متوجه میشود، به چه کسانی نفت را میفروشید؟ میگویند؛ اگر بگوییم مشتری منصرف میشود زیرا آمریکا اینها را رصد میکند. وی ادامه داد: وقتی سوال میکنیم نفت را با چه قیمتی میفروشند؛ میگویند اینها محرمانه است، پول به کدام حساب واریز میشود؟ میگویند آمریکا بانک را تحریم کرده اما پولها برمیگردد. از چه طریقی برمیگردد؟ میگویند: صرافیها؛ صرافیها متعلق به چه کسانی است؟ محرمانه است. بخش عمده پول کجاست؟ همه در یک کشور است. آن کشور پول را میدهد؟ خیر، فقط میتوانیم کالا وارد کنیم. کالا را چه کسی وارد میکند؟ بازهم نمیگویند.
ارسال نظر