نگاه «آرمان ملی» به آسیبهای مهاجرت در جامعه ایرانی؛
برای یک مهاجرت معکوس چه باید کرد؟
آرمان ملی: یکی از مسائلی که جامعه ایران به ویژه در سالهای اخیر با آن درگیر بوده، مساله مهاجرت است؛ آنچه در دولتهای پیشین تحت عنوان فرار مغزها لقب گرفت. مغزهایی که فرار میکنند در ابتدا جامعه دانشگاهی و رتبههای برتر کنکور را شامل میشدند، دوران شیوع جهانی ویروس کرونا، کادر درمان اعم از پزشک و پرستار و سایرین را دربرگرفت و بعدتر با کارشناسان و مطلعان از صنوف و رشتهها و مشاغل گوناگون خبر رسید که سن و جنس و شغل را درنوردیده و حالا دیگر به دانشآموزان و طبق آخرین اخبار به خلبانها هم رسیده است.

البته ذکر این نکته ضروریست که این سیر مهاجرت در کشور ما مانند هر کشور درحال توسعه دیگری همواره وجود داشته و ارتباطی با دولت یا مدیران و مسئولان در دوران خاصی ندارد؛ به نظر در هر دولت به عنوان گزینهای برای انتقاد، بیشتر یا کمتر مطرح شده است.
اما این مهاجرت تنها به کوچ عدهای از وطن و دیار خود و برگزیدن زیست در غربت ختم نمیشود. به نظر با رفتن نیروهای ماهر و حرفهای عرصه برای فعالیت آنها خالی شده و یا با کمبود جدی در زمینههای حیاتی نظیر انواع شاخههای تخصصی پزشکی مواجه میشویم یا کار به افرادی سپرده میشود که توانایی کافی و لازم را ندارند.
مدیران ما خصوصا در این دولت همواره بر راهکارهای تشویقی برای ممانعت از خروج نخبگان تاکید داشتهاند و در دیدار با نخبگان هم تاکید کردهاند که هیچ ایرادی ندارد جوان برای تحصیل و کسب مهارت بیشتر بخواهد به کشورهای دیگری برود؛ مهم این است که زمینه و بستر لازم فراهم شود تا او با کوله باری از دانش و تجربه به کشور خود بازگشته و به مردم سرزمینش خدمت کند. به واقع آنها معتقدند که زمینه و بستری باید فراهم شود تا مهاجرت جنبه معکوس به خود بگیرد و این کلید توسعه کشور و آبادانی آن خواهد بود.
خلبانها هم میروند!
کارشناسان علت مهاجرت آن را پایین آمدن ارزش پول در ایران میدانند به این معنا که درآمد شما تقریبا ثابت مانده و افزایشی پیدا نمیکند اما هزینهها چند برابر میشوند. به این ترتیب افرادی که دچار مشکلات عدیده معیشتی شده و به این نتیجه میرسند که با حرفه خود و توانمندیهایشان در خارج از کشور میتوانند زندگی بهتری داشته باشند، دست به مهاجرت میزنند. حالا اما و بر اساس آخرین گزارشهای رسانهای، این مهاجرت از پزشک و پرستار تا مهندس و معلم به جامعه خلبانی رسیده.
ارزیابیها نشان میدهد با توجه به نرخ دلار در بازار آزاد ایران، میانگین دریافتی یک خلبان در ایرلاینهای ایرانی پیش از شدت گرفتن تحریمها در سال ۱۳۹۶ چیزی حدود هشت هزار دلار بوده که این رقم حالا به کموبیش هزار دلار کاهش پیدا کرده است؛ در حالی که میانگین پرداختی به خلبانها در ایرلاینهای کشورهای منطقه حتی با توجه به سابقه پروازی به ۱۴ هزار دلار نیز میرسد. عدد ۱۴ هزار دلار میانگین پرداختی به خلبانان حالا در صورت برابری با ریال به رقم نجومی افزایش پیدا میکند که نقطه مشوق خلبانهای باتجربه ایرانی و نیروی انسانی ارزشمندی است که بهراحتی و به دلیل مشکلات ریز و درشت صنعت هوایی ایران از دست میرود.
بر اساس گزارشی از تجارت نیوز و نیز بر مبنای اطلاعات موجود، فقط ۴۷ خلبان از یک ایرلاین بخش خصوصی و ۶۴ خلبان از ایرلاین اصلی ایران- ایرانایر- به دلیل کاهش میزان دریافتی و برابری آن با قدرت خرید ریال و البته مشکلات دیگری که در این حوزه وجود دارد حالا در کشورهای دیگر و با هواپیماهای عمدتاً کمکارکرد و نو فعالیت میکنند.
مهاجرت ۱۰ هزار پزشک و ۳ هزار پرستار
بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده در رسانههای کشور، در سال ۱۴۰۱ بیش از ۶ هزار و ۵۰۰ پزشک و متخصص و کادر درمان از کشور مهاجرت کردهاند. طبق همین آمار، بیش از دو هزار و ۳۰۰ نفر از این افراد پزشک متخصص بودهاند. همچنین در سال ۱۴۰۲ نیز بیش از چهار هزار و ۵۰۰ پزشک از کشور خارج شدهاند. این در حالی است که آمار مهاجرتها ۳۰ درصد بیشتر از آمار ورودیها به دانشگاههای علوم پزشکی است.
به گفته بسیاری از کارشناسان این حوزه، بیتوجهی به معیشت پزشکان، بیتوجهی به تعرفههای پزشکی همه دلایلی است که باعث شده این میزان پزشک طی دو سال از کشور بروند.
ازسوی دیگر، بیش از همه مهاجرت پرستاران در یک سال اخیر به مسالهای جدی برای مسئولان حوزه بهداشت و درمان تبدیل شده است. بعد از پایان یافتن کرونا و بدعهدیهای وزارت بهداشت در مورد استخدام پرستاران با قراردادهای ۸۹روزه و عدم پرداخت بهموقع حقوق و مزایای این افراد یکباره موج مهاجرتها افزایش پیدا کرد. تا جایی که به گزارش همشهری آنلاین، مسئولان حوزه بهداشت و درمان تصمیم گرفتند با وضع قوانین جدید مانع از مهاجرت پرستاران به کشورهای دیگر شوند.
کارشناسان میگویند که وقتی پرستار اینجا مجبور است در قبال ماهانه ۲ میلیون تومان ۱۲۰ ساعت اضافهکار اجباری بگذراند و در نهایت هم با کار کردن در چند شیفت مختلف باز هم در تامین معاش خود دچار مشکل باشد راه دیگری جز مهاجرت برایش باقی نمیماند.»
بد نیست به این نکته اشاره کرد که کشور عمان در حال حاضر حقوقی که به پرستاران پرداخت میکند ۶ برابر حقوقی است که پرستاران ایرانی دریافت میکنند. بنا به آمار موجود و رسمی. سالانه ۳ هزار پرستار از کشور مهاجرت کردهاند.
نیروی کار ناکارآمد و کمبود در رشتههای تخصصی
حتما شما هم این جمله را شنیدهاید که افزایش مهاجرت منجر به خالی ماندن جای نیروهای کار و تاثیر سوء آن بر مردم و خصوصا بیماران در بحث پزشکی خواهد شد.
عدم اطمینان نسبت به وضعیت معیشتی به جایی رسیده است که به گفته متخصصان داخلی کشور شاهد استقبالی سرد از رشته پزشکی در کنکور سراسری و برای ورود به دانشگاهها هستیم. از طرف دیگر با کمبود پزشک مواجه شدهایم.
به همین جهت و بنا بر آمارهای اعلامشده، یکی از چالشهای تازهای که میتواند تولید کشور را دچار مشکل کند مهاجرت نیروی کار به کشورهای همسایه است.
زدودن رنگ اپیدمی مهاجرت
اما در این شرایط چه کنیم؟ آیا باید بر جنبههایی از امید و ناامیدی کار کرد یا جنبههای فرهنگی و زدودن رنگ اپیدمی از مهاجرت؟ یا باید به فکر بهبود وضعیت معیشت و کارکردن بود؟
برخی جامعه شناسان معتقدند که مشکلات اقتصادی از مهمترین عوامل مهاجرت طی چند سال اخیر است به این معنا که ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم افراد تحصیلکرده و نخبه، جامعه پزشکی و حتی کارگران که چرخ تولید کشور را میچرخانند با نداشتن حداقلها هم کنار بیایند.
امان ا... قرائیمقدم در گفتوگویی رسانهای بر این نکته تاکید میکند که «قبل از هر چیز رونق اقتصادی باعث میشود افراد میل به ماندن پیدا کنند، بعد از آن بهرهمندی از حقوق اجتماعی و شهروندی و البته داشتن شغل و امنیت شغلی. اینها لازمه یک زندگی نرمال است و افراد حق دارند از این حداقلها بهرهمند باشند. حال اگر در کشوری این شرایط فراهم نباشد نمیتوان به افرادی که قصد رفتن میکنند تا آینده خود را بسازند خرده گرفت.»
ارسال نظر