صدرالدین حجازی در گفتوگو با«آرمان ملی»:
نباید تنها عدهای خاص در سینما فعالیت کنند
آرمان ملی- احسان انصاری: صدرالدین حجازی، بازیگر پیشکسوت سینما،تلویزیون و تئاتر کشور است. وی در سال ۱۳۴۲ به دانشگاه هنر راه یافت.

در طول دوران دانشجویی نمایشنامههایی مانند «تله و صیادان» را کارگردانی کرد و نیز در نمایشنامههای «منطقه جنگی» و «آموزگاران» بازی کرد. حجازی در سال ۱۳۵۶ به عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد شناخته شد و جایزه اسب طلایی جشنواره بینالمللی تئاتر را دریافت کرد که فقط همان یک سال برگزار شد. از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ سرپرستی مجتمع دانشسراهای هنر را به عهده داشت و در سال ۱۳۶۴ به مدیریت تالار آبگینه نائل گردید. او علاوه بر بازی در آثار سینمایی مهمی مانند «ناخدا خورشید» و «تردید» به ایفای نقش در سریالهای تلویزیونی مشهور نیز پرداخته است که مهمترین آنها عبارتند از: «کوچک جنگلی»، «مختارنامه»، «روزی روزگاری»، «تنهاترین سردار»، «تفنگ سرپر» و «مرد دوهزارچهره».«آرمان ملی» به بهانه برگزاری جشنواره فیلم فجر و بررسی وضعیت سینما و تئاتر کشور با این بازیگر پیشکسوت گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
*چرا سطح کیفی جشنواره فیلم فجر نسبت به گذشته کاهش پیدا کرده است؟
واقعیت این است که بزرگان سینما و کسانی که دارای تجربه و دانش در زمینه سینما هستند باید در جشنواره حضور پیدا کنند که فقدان این بزرگان در جشنواره امسال وجود دارد. آنچه برای توسعه و پیشرفت سینمای کشور حائز اهمیت است استفاده از نیروهای باتجربه و جوان در کنار هم است. نباید شرایط به سمتی حرکت کند که تنها عده محدودی که به یک تفکر خاص تعلق دارند بتوانند فعالیت کنند و دیگران به دلایل مختلف و از جمله همسو نبودن با مدیران در حاشیه قرار بگیرند. به همین دلیل من فکر می کنم به دلایل مختلف جای خالی بزرگان در جشنواره فیلم فجر امسال احساس خواهد شد.از سوی دیگر براساس اخباری که درباره جشنواره فیلم فجر امسال منتشر شده تعداد فیلم اولیها در این جشنواره زیاد است که این موضوع از یک طرف مثبت است و از طرف دیگر یک چالش به شمار میرود. نخست اینکه جوانان وارد کار شدهاند و تلاش میکنند دانش و خلاقیت خود را در جشنواره نشان بدهند که اتفاق خوبی است. به هر حال در سالهای گذشته کارگردانانی مانند سعید روستایی و محمد حسین مهدویان نیز از جمله کسانی بودند که فیلم اولی بودند اما در شرایط کنونی جز کارگردانان خوب سینمای کشور بهشمار میروند. به همین دلیل تعداد زیاد فیلم اولیها در جشنواره امسال را باید به فال نیک گرفت و اجازه داد جوانان وارد میدان شوند و تواناییهای خود را نشان بدهند.
واقعیت این است که بزرگان سینما و کسانی که دارای تجربه و دانش در زمینه سینما هستند باید در جشنواره حضور پیدا کنند که فقدان این بزرگان در جشنواره امسال وجود دارد. آنچه برای توسعه و پیشرفت سینمای کشور حائز اهمیت است استفاده از نیروهای باتجربه و جوان در کنار هم است. نباید شرایط به سمتی حرکت کند که تنها عده محدودی که به یک تفکر خاص تعلق دارند بتوانند فعالیت کنند و دیگران به دلایل مختلف و از جمله همسو نبودن با مدیران در حاشیه قرار بگیرند
*نسل جدید سینما چه تفاوتهایی با نسل گذشته دارد؟آیا نسل جدید میتواند مدعی باشد سینمای کشور را جلو برده است؟
سینمای ایران از بسیاری جهات غنی است و نسل امروز وامدار کسانی است که در گذشته برای تعالی و توسعه سینما تلاش کردهاند. به همین دلیل تعالی و توسعه این میراث حائز اهمیت است.نسل جدید باید قدردان نسلهای گذشته سینما باشد و از تلاشها و تجربیات آنها در راستای بهبود کیفی فیلمهای تولید شده استفاده کند. نمیتوان بین نسل جدید و نسلهای گذشته فاصله ایجاد کرد و زحمات گذشتگان را نادیده گرفت و بلکه این یک مسیر است که از گذشته آغاز شده و در آینده نیز ادامه خواهد داشت. به همین دلیل هر کسی به سهم خود باید در حفظ و ارتقای این میراث گرانبها تلاش کند.این وضعیت در تئاتر کشور هم وجود دارد. در شرایط کنونی اهالی تئاتراز انگیزه زیادی برای کار برخوردار هستند و این انگیزه در زمینههای مختلف اجرای تئاتر مشاهده میشود.اهالی تئاتر تشنه کار کردن هستند و پس از تغییراتی که صورت گرفته با ایدهها و نوشتههای جدید به دنبال ارائه تئاترهایی هستند که مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.در شرایط کنونی با اغلب اهالی تئاتر که صحبت میکنیم متوجه میشویم که سرشار از انگیزه و دغدغه هستند که میتواند چشمانداز مناسبی پیشروی تئاتر و هنر کشور قرار بدهد.
*با تغییر دولت و رویکردی که وزارت ارشاد در دولت سیزدهم در پیش گرفته سینما و تئاتر کشور در چه وضعیتی قرار دارند؟
مسئولان وزارت ارشاد و متولیان تئاتر در دولت سیزدهم نسبت به سینما و تئاتر کشور حسننیت و نگاه خوبی دارند و این موضوع میتواند به تعالی هنر کشور در آینده کمک کند.در مدتی که دولت سیزدهم روی کار آمده و وزیر ارشاد تغییر کرده من احساس می کنم نگاه وسیع تری به موضوع تئاتر ایجاد شده که جای امیدواری زیادی وجود دارد.اگر امروز وضعیت تئاتر و سینمای کشور را با هم مقایسه کنیم من معتقدم وضعیت تئاتر به مراتب پویاتر و قابل قبول تر است.تئاترهایی که من به تازگی مشاده کردم از متن و کارگردانی خوبی برخوردار بود و با توجه با اینکه اغلب دست اندرکاران جوان بودند اما از انگیزه و اراده قوی برخوردار بودند.تئاتر همواره نسبت به عرصههای دیگر هنری بالندگی خود را داشته و امروز نیز همین جایگاه را حفظ کرده است.با این وجود هنوز چالشهای جدی در این زمینه وجود دارد.
*چه چالشهایی وجود دارد؟
مهمترین چالش امروز تئاتر ایران مسأله سالن است. از سوی دیگر بخش عمدهای از سالنها در اختیار بخش خصوصی قرار گرفته است. این در حالی است که در گذشته وضعیت این چنین نبود و سالن با موانع کمتری در اختیار هنرمندان قرار میگرفت و فروش نیز متعلق به اعضای تئاتر بود. این در حالی است که در شرایط کنونی موانع زیادی برای برگزاری تئاتر وجود دارد و اگر دولت حمایت نکند آسیبهای جدی به تئاتر وارد میشود.اینکه یک تیم تئاتر مجبور باشد برای یک شب چند میلیون به سالن پول بدهد که رقم زیادی است از جمله آسیبهای دردناک تئاتر است.وضعیت در شرایطی سختتر میشود که دولت نیز به تازگی سالنهای خود را اجاره می دهد که وضعیت سختی را برای هنرمندان ایجاد کرده است.این وضعیت در شرایطی است که متن،کارگردان و بازیگر خوب در تئاتر زیاد است و هر کدام نیز از انگیزه کافی برای فعالیت برخوردار هستند. امیدوارم این وضعیت در آینده اصلاح شود تا هنرمندان با کمترین دغدغه بتوانند تئاترهای خود را روی صحنه ببرند.
*صداوسیما به چه میزان در زمینه تولید آثار فاخر موفق بوده است؟
متاسفانه تلویزیون به دلیل کمتوجهی به کیفیت محتوا از نگاه مخاطبان کنار گذاشته شده است. تولیدات رسانه ملی اخیرا محتوا و کیفیت مطلوب را نداشته و مخاطب هوشمند این مهم را به خوبی دریافته است. تجربه نشان داده که هرجا کیفیت در تولیدات فرهنگی شکل گرفته مخاطب بار دیگر به رسانه رجوع کرده است. در سالهای گذشته سریالهایی مانند «روزی روزگاری» پخش شد که حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد استقبال مخاطبان را با خود همراه داشت. این نشان میدهد که مردم آثار فاخر را به خوبی میشناسند و برای آن ارزش قائل هستند. تعداد مخاطبان و دنبالکنندگان هر یک از فیلمها یا سریالها نشانه خوبی برای سطح کیفیت آنها به شمار میرود. این سریالها چه به لحاظ کیفیت و چه به لحاظ محتوا باارزش هستند و تولیدات خوش ساخت محسوب میشوند اما اگر تولید خوب وجود نداشته باشد، مردم رسانه را کنار میگذارند و این دور شدن و فاصله گرفتن از رسانه است که تبعات فرهنگی خاص خود را دارد.با ورود پلتفرمهای جدید که به صورت خصوصی فعالیت میکنند، تلویزیون ناخواسته در یک رقابت شدید قرار گرفته است. اگر مدیران و گردانندگان تلویزیون سلیقهگرایانه به اعمال ممیزی نپردازند قطعاً میتوانند بهعنوان رسانه ملی رقیبان خود را که همان پلتفرمها هستند کنار بگذارند اما امروزه عملاً دیده میشود که مردم حاضرند هزینه پرداخت کنند اما سریالهایی به جز سریالهای تلویزیون را مشاهده کنند. نکته دیگر اینکه ترک کردن رسانه ملی ابعاد دیگری هم دارد و بسیاری از هنرمندان نیز اعتبار خود را از دست میدهند. اگر تلویزیون بتواند همچون گذشته تولید محتوای باکیفیت را در دستور کار قرار دهد مخاطب با رسانه آشتی میکند. اعتمادسازی رمز اتصال رسانه و جامعه به یکدیگر است به عبارت دیگر تلویزیون آینهای برای مخاطبان و جامعه است و هنگامی که صادقانه ارتباط برقرار کند ارتباط هر دو مستحکمتر میشود.
ارسال نظر