هماهنگی دیپلماسی و میدان
اقدام ایران در واکنش به حملات تروریستیای که در کرمان صورت گرفت و پیش از آن در منطقه راسک انجام شد، اقدامی بود که درچارچوب منافع و امنیت ملی ایران قابل توجیه است و هدف هم همین بوده که واکنشی نسبت به اقدامات تروریستی داده شود.
اما دوراندیشی لازم درخصوص چگونگی این اقدام انجام نشد. موشکهایی که به مقر سوریه و داعش خراسان شلیک شد، قطعا هدف اصلی ایران از شلیک این موشکها جدا از اینکه قرار بود تئوریسینهایی که طراحان حملات تروریستی کرمان بودند را مورد هدف قرار دهد، ولی پیامی هم به اسرائیل و حامیان اسرائیل بود که توانایی موشکی ایران و توانایی بازدارندگی ایران در قبال اقدامات اسرائیل و آمریکا به نمایش گذاشته شود. اما تقریبا این هدف به حاشیه رفت آنهم به این دلیل که ما در اقلیم کردستان و پاکستان شاید اگر این اقدام با شیوه دیگری انجام میگرفت به هدفمان خیلی بهتر دست پیدا میکردیم. اگر دیپلماتهایی بودند که مشاورههای لازم را میدادند که چگونگی و در چه زمانی این اقدام انجام شود بهرهبرداری سیاسی، تبلیغاتی و نظامی امنیتی بهتری میتوانستیم از این اقدام انجام بدهیم. واکنش دولت عراق در بردن شکایت ایران به اتحادیه عرب و بیانیهای که در این زمینه علیه ایران صادر کرد و واکنشی که پاکستان به اقدام ایران انجام داد، تقریبا برجسته از آن هدفی بود که در سوریه ما مورد هدف قرار دادیم. اگر به واژهها و ادبیاتی که دولت پاکستان در خصوص هدف قرار دادن چند مرکز در ایران استفاده کرد را نگاه کنیم، از همان واژههای ایران استفاده کرد که نشان دهد ما هم در چارچوب منافع ملی مان، پایگاه تروریستی در ایران را مورد هدف قرار دادیم. ما باید این نکته را مدنظر داشته باشیم زمانی میتوانیم یک کشور امنیت ساز و ثبات ساز در منطقه باشیم که نسبت به منافع و امنیت ملی کشورهای همسایه نیز حساس باشیم. پایگاههای تروریستی در این کشورها وجود داشته که همواره ایران را مورد تهدید قرار میدادند و در گذشته تا این حد واکنش دیده نمیشد ولی منطقه بسیار منطقه حساسی است و بعد از وقایع غزه بهشدت در شرایط متزلزل و ناپایداری در منطقه خاورمیانه قرار داریم. در چنین فضای متشنج و ناپایدار هرگاه هر اقدامی که انجام میشود باید با دوراندیشی و تدبیر لازم صورت بگیرد. ما قبلا واکنشهای منفی دولت عراق را نسبت به حملات موشکهایی که به کردستان انجام میشد را داشتیم ولی دولت عراق اینبار خیلی قویتر عمل کرد. قطعا دولتهای دیگر به عراق مشاوره لازم را دادهاند که از این جهت باید واکنش جدیتری انجام دهد که ایران در قضیه غزه، هدف اصلی قلمداد و حامی اصلی جریان مقاومت تلقی میشود نتواند نقش ایفاگر اصلی را در بحران غزه ایفا کند. دقت کنید هیچ یک از کشورهای عربی منطقه بعد از بحران غزه به عنوان حامی یا حداقل حساس نسبت به وضعیت نوار غزه نبودند و در سیبل حملات اسرائیل و حامیانش قرار نداشتند. اما آفریقای جنوبی شاکی اسرائیل در نسل کشی غزه در دادگاه لاهه است و نه یک کشور مسلمان که موضوع مهمی است. این نشان میدهد که ما باید چقدر در اقداماتی که در منطقه انجام میدهیم با حساسیت و دوراندیشی لازم عمل کنیم. متاسفانه در زمینه واکنشها به حملات تروریستی در کرمان ما نتوانستیم از این تدبیر استفاده کنیم و هدف اصلیمان در نشان دادن بازدارندگی در قبال اسرائیل در سوریه در حاشیه قرار گرفت. پاکستان در شرایطی نیست که بخواهد جبههای علیه ایران باز کند. ایران هم در شرایطی قرار ندارد که بخواهد در قبال پاکستان واکنشی انجام دهد. دولت پاکستان در بیانیههایی که صادر کرده نشان داده که بیش از این نمیخواهد به منازعه با ایران بپردازد.
*مرتضی مکی
تحلیلگر سیاسی
ارسال نظر