«آرمانملی» مشارکت مردم در انتخابات را بررسی میکند؛
یخبندان سیاسی ذوب میشود؟
آرمان ملی- احسان اسقایی: زمستان آمد، فصل انتخابات رسید و ماه انتخابات هم خواهد رسید.

با این وجود آنچه در جامعه فعلا کمتر دیده میشود تکاپو بین مردم برای حضور در پای صندوقهای رای است. موردی که بدون تردید اگر به آن اهمیت داده نشود میتواند به یک مساله در جامعه تبدیل شده و بر شکاف بین مسئولان و مردم بیفزاید. از ریشهیابی عدم تمایل بخشی از جامعه به حضور در پای صندوقهای رای میتوان فهرستی از موضوعات متنوع را به رشته تحریر درآورد که شاید در این گزارش نتوان به صورت کامل در مورد آن قلم زد اما در راس این فهرست باید به این مورد اشاره کرد که مردم تمایل دارند مجلس قوی در راس امور باشد. مروری به جایگاه مجلس در ابتدای انقلاب اسلامی نشان میدهد مجلس واقعا در راس امور بود با این وجود برخی نگاههای حساس به جایگاه قوه مقننه موجب شد رفته رفته این نهاد جایگاه خود را نزد افکار عمومی از دست داده از این منظر تمایل مردم برای مشارکت در انتخابات کم شده است.
* فقط ما باشیم، دیگران را چه کار
از سوی دیگر برخی هستندکه صراحتا اعلام میکنند که نیازمند مشارکت حداکثری در پای صندوقهای رای نیستیم چرا که اگر مردم در انتخابات مشارکت داشته باشند و به عبارت بهتر بالای 50 درصد مردم به پای صندوقهای رای بیایند آنان به مجلس راه نمییابند مضاف بر اینکه بودند کسانی که رسما اعلام میکردند که رای مردم در انتخابات صرفا تزئینی است.
*فقط آنها که صلاحیت دارند، بیایند
از سوی دیگر برخی نگاهها به مساله بررسی صلاحیتها موجب شده بسیاری که دل در گرو ایران و انقلاب اسلامی دارند و خود روزگاری گرم کننده فضای سیاسی کشور به نفع مشارکت در انتخابات بودند دیگر آن دل و دماغ را برای حضور در انتخابات نداشته باشند. اصلاحطلبان که هر بار لیستی در انتخابات دادهاند توانستند بخش قابل توجهی از آرای خاموش و حتی خاکستری را پای صندوقهای رای بیاورند به علت اینکه از صحنه رقابتها کنارگذاشته شدهاند با این وجود با لیستهای شبه اصلاحطلب دادند و مردم را به پای صندوقهای رای آورده تا به لیست امید رای دهند عملکرد لیست امید هم موجب شد امروز اصلاحطلبان موقعیت قبلی خود در بین مردم را نداشته باشند.
نقش کمرنگ احزاب
در جهان امروز این احزاب و گروههای سیاسی هستند که با دادن برنامه به مردم آنها را به حضور در پای صندوقها دعوت میکنند اما در ایران خصوصا اعتدالگرایان اصلاحطلبانی که عضو یک حزب باشند در معرض رد صلاحیت و یا عدم صلاحیت یا عدم احراز صلاحیت قرار میگیرند این روند باعث شده عملا دیگر تمایلی به حضور در احزاب نداشته باشد و این مورد موجب شده حزب در ایران از جایگاه و پایگاه افتاده وعملا احزاب نتوانند مردم را پای صندوقهای رای بیاورند.
*تبارشناسی روحانی از عدم مشارکت در انتخابات
حسن روحانی که اخیرا در انتخابات خبرگان رهبری فعال شده و کیهان نشینان و پایداریها در برابر فعالیت روحانی مانند اسپند روی آتش بودند که چرا او کاندیدا شده و فارغ از اعلام نتیجه از سوی شورای نگهیان او را رد صلاحیت شده اعلام میکنند اخیرا در ارتباط با مشارکت در انتخابات گفته است: این تصور که اگر اقلیتی حاکم شود با آن میتوانیم کشور و نظام و اسلام را حفظ کنیم، نتیجه نامطلوب خود را نشان داده است. حجتالاسلاموالمسلمین حسن روحانی، رئیسجمهور ایران در دولتهای یازدهم و دوازدهم در دیدار با جمعی از علما و روحانیون، گفت: قرار ما از اول انقلاب، رضای مردم و گسترش اخلاق و معنویت بود. قرار ما این بود که مردم در صحنه باشند. وی تاکید کرد: اقلیتی که امروز حاکم است میخواهد انتخابات حداقلی باشد تا رأی آنها تضمین شود. اگر در انتخابات مردم نیایند هم به ما ارتباطی ندارد؛ مشارکت ۲۰ یا ۳۰ درصد باشد هم از نظر آنها پذیرفته است. ممکن است به نفع یک حزب و جناح باشد اما آیا به نفع اسلام و ایران است؟ در انتخابات ریاستجمهوری ترکیه ۸۸ درصد واجدان شرایط پای صندوق رأی رفتند، حالا چطور ما بخواهیم انتخاباتی برگزار کنیم که مشارکت آن ۳۰ یا ۳۵ درصد باشد؟
*مشارکت نکردن در معنای رای دادن است
حسن روحانی اظهار داشت: گاهی مشارکت نکردن و رأی ندادن در انتخابات به معنای نوعی رأی دادن است؛ رأی دادن به همان نامزدی که او را برای کسب آن مسئولیت صالح نمیدانیم. چون در انتخابات مشارکت نمیکنیم، عملاً شرایط را برای انتخاب غیراصلح مهیا میکنیم. ممکن است بگویند انتخابات حق است نه تکلیف. اما این حقی است که در مقاطعی سریع تبدیل به تکلیف میشود. اگر به این حق عمل نکردیم و شرایطی ایجاد شد که برای نظام و اسلام و مردم خطرآفرین شد، برای ما تبدیل به تکلیف میشود.
* گلایه روحانی از شورای نگهبان
روحانی در مورد انگیزهها برای حضور در انتخابات گفت: من با دوستان زیادی گفتوگو کردم تا در انتخابات مجلس شورای اسلامی حضور پیدا کنند یا در انتخابات مجلس خبرگان ثبتنام کنند، خیلیها حاضر نشدند. تردید آنها این بود که نمیدانیم شورای نگهبان چه میکند و آیا مردم پای صندوق میآیند یا نه؟ من به آنها گفتم شورای نگهبان هر کاری میخواهد بکند، ما باید به وظیفه خودمان عمل کنیم. ما که نباید کشور و نظام را رها کنیم. اگر با کنار کشیدن خودمان خدایناکرده این نظام صدمه جبرانناپذیر ببیند، چه پاسخی داریم؟ اگر ما کنار بکشیم آیا مردم امیدوار میشوند یا ناامید میشوند؟ آنچه من احساس میکنم با ثبتنام امثال بنده عدهای ولو نه چندان زیاد امیدوار شدند و گفتند شاید شورای نگهبان فضای بهتری ایجاد کند و متولیان انتخابات به توصیه مقام معظم رهبری درباره رقابتی کردن انتخابات عمل کنند.
ارسال نظر