محمدرضا خباز در گفتوگو با «آرمان ملی»:
هیاتهای اجرایی سلیقهای عمل کردند
آرمان ملی- احسان اسقایی: تلاشها برای گرم کردن فضای انتخاباتی کشور افزایش یافته است اما گویا هنوز هیزمی نیست که بر این آتش انداخته شود تا گرمای آن یخ سیاستمداران را آب کرده تا آنان به فضای چالشی در عرصه سیاسی و انتخاباتی ورود کنند و حرارت انتخابات در صندوقهای رای مشاهده گردد.

در هر صورت فضای سیاسی کشور اینگونه است. در حدود دوماه مانده تا برگزاری انتخابات حتی رهبر معظم انقلاب هم بر پر شورتر برگزار شدن انتخابات و حضور اقشار مختلف جامعه پای صندوقهای رای تاکید کردهاند و از این جهت رسانهها به بررسی موانع حضور مردم در پای صندوقها میپردازند تا شرایط انتخاباتی و سیاسی در کشور گرمتر شده و شاهد تمایل بیشتری از سوی مردم برای حضور در پای صندوقهای رای باشیم. با این وجود اما به نظر برخی یکی از موانع حضور مردم در پای صندوقها این بار عملکرد هیاتهای اجرایی میتوان دانست که بر اساس آمارهای اعلام شده حتی بیش از سایر دورهها اقدام به ردصلاحیت نامزدهای انتخابات خصوصا نامزدهایی که نام آنها فارغ از جهتگیری سیاسی نامزدها موجب تمایل مردم به حضور و حتی فکر کردن به انتخابات مجلس میشد، کردند اما هیاتهای اجرایی در جلوی ورودی خیمه انتحابات ایستادن و به مطهریها و پزشکیانها هم که اصلاحطلب نیستند اما از تریبون مجلس برای بیان دغدغههای مردم استفاده میکنند هم اجازه ورود ندادند. به نظر میرسد این مورد و رفتار باید به صورت ریشهای مورد بررسی قرار گیرد. «آرمان ملی» در این ارتباط با محمدرضا خباز، استاندار اسبق و فعال سیاسی به گفتوگو پرداخته است. وی معتقد است؛ « هیاتهای اجرایی که در گذشته نهایتا 12 درصد را ردصلاحیت میکردند در این دوره29 درصد را ردصلاحیت کردند. ما هم در انتخابات شرکت کردیم و کاندیدا بودیم و هم اینکه خودمان انتخابات برگزار کردیم. هیات اجرایی اگرچه ظاهری مردمی دارد و اعضای آن از بین مردم انتخاب میشوند اما بسته به نگاه فرماندار شهر اعضای هیاتها اجرایی برگزیده میشوند. اینکه فرمانداران از افراد تندرو افراد معقول و میانهرو برای بررسی صلاحیتها استفاده کنند بر نتیجه بررسی صلاحیتها اثر میگذارد. در حال حاضر ردصلاحیتها و عدم احرازها از چشم وزارت کشور دیده میشود.» این مصاحبه را در ادامه میخوانید.
*به نظر میرسد احتمالا یک انتخابات غیررقابتی در اسفندماه را شاهد خواهیم بود، به نظر شما فضای سیاسیگرم میشود؟
من به عنوان یک فعال سیاسی اطلاع ندارم که سیاست اصلی که همه باید از آن تبعیت کنیم آیا انتخابات حداکثری است یا انتخابات حداقلی است یا انتخابات هرچه شد، است. یعنی همه مشارکت کنیم که رای بالا رود یا تلاش کنیم برای ناراحت کردن مردم و زمینه را برای حضور در انتخابات کم کنیم یا اینکه افراد بیتفاوت باشند و هرکه دلش خواست رای بدهد و هرکه نخواست رای ندهد. از این رو هنوز نظر غالب و گفتمان کشور به ویژه در بین تصمیمسازان کشور نشده است. از این منظر قابل پیشبینی نیست که در انتخابات سال آینده چه خواهد شد.
*متوجه منظور شما نمیشوم بالاخره همه مقامات حتی مقاممعظم رهبری خواستار انتخابات پرشور شدهاند.
بله رهبر انقلاب به صورت صریح میفرمایند که انتخابات حداکثری و در این زمینه بیان میکنند امنیت و پایداری کشور و سربلندی کشور و جلوگیری از دیکتاتوری و جلوگیری از تضییع حقوق مردم در گروی انتخابات پرشور است. از سوی دیگر هیاتهای اجرایی که در گذشته نهایتا 12 درصد را ردصلاحیت میکردند در این دوره29 درصد را ردصلاحیت کردند. ما هم در انتخابات شرکت کردیم و کاندیدا بودیم و هم اینکه خودمان انتخابات برگزار کردیم. هیات اجرایی اگر چه ظاهری مردمی دارد و اعضای آن از بین مردم انتخاب میشوند، اما بسته به نگاه فرماندار شهر اعضای هیاتها اجرایی برگزیده میشوند. اینکه فرمانداران از افراد تندرو افراد معقول و میانهرو برای بررسی صلاحیتها استفاده کنند بر نتیجه بررسی صلاحیتها اثر میگذارد. در حال حاضر ردصلاحیتها و عدم احرازها از چشم وزارت کشور دیده میشود. اگر احیانا تخلفی در مورد ردصلاحیتها اتفاق افتاده است و برخی برخلاف فرمایش رهبری عمل میکنند افراد ذیصلاح از جمله آقای دادستان باید در رد صلاحیتها گرفته شده ورود کنند.
*دقیقا چه چیز باید انجام شود تا منجر به افزایش مشارکت در انتخابات شود؟
باید این مورد توسط مسئولین بررسی شود که چرا عدهای در این کشور هستند که کاری انجام میدهند که انتخابات حداقلی شود و مردم ناامید شوند و افرادی که علاقهمند بودند و کاندیدا شدند بیدلیل ردصلاحیت شوند. اگر همین مورد؛ مورد رسیدگی قرار گرفت؛ مشخص خواهد شد که گفتمان کشور گفتمان حداکثری است. شواهد نشان میدهد رفتار هیاتهای اجرایی در جهت حضور مردم در پای صندوقهای رای نیست.
*پس معتقد هستید بهرغم اینکه رهبری خواستار حضور پرشور در انتخابات و فعالیت گروهها و جریانهای سیاسی هستند، اما عدهای تمایل به فعالیت احزاب در انتخابات به منظور افزایش حضور مردم در پای صندوقها ندارند؟
من به عنوان یک فعال سیاسی که از قبل از انقلاب به فعالیت سیاسی پرداختهام، هیچ گاه در چنین مخمصهای گیر نکردهام که تکلیف ما چیست؟ برخی مسئولان چرا تکلیف خود را با فعالان سیاسی درون نظام روشن نمیکنند؟ اگر همین امروز برخورد با افرای که باعث دلسردی نامزدها شدهاند شروع شود و وزارت کشور از افرادی که بدون دلیل رد صلاحیت شدهاند عذرخواهی کند، شاهد بهبود وضعیت خواهیم بود. واقعیت آن است که وزارت کشور مامور به استعلامهاست. هیات اجرایی نباید از خود نظری بدهد. اگر جواب استعلامی از دستگاهی نیامده، اما او را رد صلاحیت کردهاند یا اینکه با عدم احراز صلاحیت مواجه شده، همین امروز باید با عامل ردصلاحیت برخورد شود آنگاه امید در دل مردم ایجاد خواهد شد و معلوم خواهد شد قصد برخورد با افراد متخلف و افرادی که سلیقهای عمل میکنند، وجود دارد.
* اینگونه برخوردها و تصمیمگیریها چه آسیبهایی را به کشور و جایگاه صندوق رای وارد میکند؟
مشکل ما مشکل سلیقه است. یعنی برخی سلیقهای برخورد میکنند و سلیقه خود را سلیقه درست میدانند و بعد از آن هم که دسته گل به آب میدهند کسی از آنها نمیپرسد و نفر بعدی هم همین شکل عمل میکند لذا مشکل، مشکل اعمال سلیقه است. افرادی که اینگونه عمل میکنند و بد سلیقه با نامزدها رفتار کردند، با زبان بیزبانی اعلام میکنند که ما فرا قانونی عمل میکنیم و قانون اگر منطبق با ذوق و سلیقه ما بود؛ عمل میکنیم اگر با ذوق و سلیقه ما جور درنیامد عمل نمیکنیم. به نظر بنده یکی از چیزهایی که میتواند رغبت در مردم ایجاد کند آن هم در نیمه وقت موجود این است که با همین افراد که بدون در نظر گرفتن مراجع 5 گانه ر دصلاحیت کردند، برخورد قانونی صورت گیرد.
مشکل ما مشکل سلیقه است. یعنی برخی سلیقهای برخورد میکنند و سلیقه خود را سلیقه درست میدانند و بعد از آن هم که دسته گل به آب میدهند کسی از آنها نمیپرسد و نفر بعدی هم همین شکل عمل میکند لذا مشکل، مشکل اعمال سلیقه است. افرادی که اینگونه عمل میکنند و بد سلیقه با نامزدها رفتار کردند، با زبان بیزبانی اعلام میکنند که ما فرا قانونی عمل میکنیم و قانون اگر منطبق با ذوق و سلیقه ما بود؛ عمل میکنیم اگر با ذوق و سلیقه ما جور درنیامد عمل نمیکنیم
*چطور و چه کسی باید این اقدام را انجام دهد؟
یک مجموعهای تعیین شود و از افرادی که موجب ردصلاحیت نامزدها را فراهم آوردهاند را مورد پرسش قرار دهند و از آنها بپرسند که چرا در حالی که مردم مورد دعوت قرار گرفتهاند شما از طرف دیگر اینگونه برخورد کردید و گروهی را مورد ردصلاحیت قرار دادهاید. آیا مدرک ردصلاحیت این افراد را در دست دارید؟ آیا هیاتهای 5 گانه نظر منفی دادهاند که رد کردید. اگر رد کردید و سلیقهای عمل کردید و باید مواخذه شوید. اگر این کار انجام شود، این گونه برخوردها با افرادی که سلیقه خود را اعمال کردهاند، موجب خواهد شد تا فضای انتخابات در کشور گرم شود.
*جریان اصلاحطلب همواره به صندوق اعتقاد داشتهاند، اما با توجه به شرایط اقتصادی چند درصدی از مردم به صندوق برای تغییر شرایط اداره جامعه معتقدند و پای صندوق خواهند آمد؟
مساله خیلی پیچیده است و فاکتورهای فراوانی دارد و این فاکتورها همه دستبهدست هم داده است. البته یکی از مهمترین فاکتورها، فاکتور اقتصادی است. این مورد صد درصد قابل دفاع است اما صحبت من این است که همین وضع هم با عملکرد نامناسب هیاتهای اجرایی دچار آسیب شده است. از این موارد باید جلوگیری شود. اینکه برخورد با افرادی که سلیقهای عمل کرده و موجب ردصلاحیت شدهاند؛ چقدر بر حضور مردم در انتخابات اثر میگذارد، برکسی مشخص و معلوم نیست چرا که معیاری برای سنجش وجود ندارد، اما نسبت به 4 سال گذشته نظرسنجیها نشان میدهد که در 4 سال قبل بر اساس نظرسنجیهای مهم هر چه به انتخابات نزدیک میشدیم رغبت مردم به انتخابات بیشتر میشد، اما الان بر اساس همان نظرسنجیها طبق اظهارنظر مسئولین رسمی، مشارکت در انتخابات مانند 4 سال قبل هم نیست. کارهای مختلفی باید انجام شود که بر افزایش مشارکت مردم اثر بگذارد.
*عملکرد اقتصادی دولت سیزدهم تا چه میزان بر روی مشارکت مردم در انتخابات اثرگذار است؟
دولت در تمام این دو سال که روی کار آمده فعلا توان رفع مشکلات اقتصادی مردم را نداشته است. یعنی تامین مایحتاج برای مردم امروز نسبت به دیروز و دیروز نسبت به قبل با موانعی روبهروست. هیچ کاری هم نمیکنند و جز دادن آمار عملا فعالیتی برای بهبود شرایط اقتصادی انجام نمیدهند به عبارت بهتر در آمار دادن نمک بر زخم مردم میریزند. در این بازه زمانی مشخص شد دولت در این زمینه نتوانسته کاری انجام دهد چون از ابتدا روش درست و صحیحی اتخاذ نشده است.
*شرایط اصلاحطلبان را در انتخابات پیشرو از سوی مردم چگونه ارزیابی میکنید؟
اصلاحطلبان از سال 1376 به این سو امید خود را برای تغییر وضعیت در صندوقها قرار دادهاند. برخی همواره در طول این سالها به دنبال یکدستی قدرت بودند و روز به روز اصلاحطلبان را در مضیقه قرار میدانند و هم در هیاتهای اجرایی و نظارت آنها را کنار گذاشتهاند. گروههایی هم که نباید در انتخابات و سیاست دخالت میکردند نیز همواره در برابر اصلاحطلبان بودند. الان هم اگر ناامید شدند چون احساس میکنند اصلاحطلبی باقی نمانده یا در اثر ناامیدی ثبت نام نکردند و یا اینکه اگر عدهای هم ثبت نام کردند ردصلاحیت شدند. یعنی ما به جای اینکه مقصر را مردم بدانیم باید مقصر را افرادی دانست که موجب دلسردی مردم را پدید آورند اصلاحطلبان که امیدی جز صندوق نداشتند دیگر امیدی به صندوق هم ندارد، چراکه رفتار برخی نشان داده که حتی قصد دارند همان تعداد اندک از اصلاح طلبان هم اجازه ورود به انتخابات نداشته باشند.
ارسال نظر