«آرمان ملی» با توجه به شدت گرفتن هشدار مسئولان نسبت به حضور افغانها در ایران، به معضلات ریشهدار آنها نگاهی انداخته؛ و پرسیده که چه کسی تصمیم میگیرد بمانند یا بروند؟
جان پدر کجاستی؟
همیشه در ایران حضور داشتهاند. اصلا کشورشان زمانی بخشی از خاک ایران بوده. حالا اما حساسیتها نسبت به حضورشان افزایش پیدا کرده؛ دلیلش افزایش میلیونی تعداد آنهاست؛ خصوصا بعد از حمله یا گرفتن آسان و بیدردسر، کل کشورشان توسط طالبان.

مردم افغانستان همیشه و در طول تاریخ با مشکلات متنوعی مواجه بوده و در ناامنی زیستهاند. به استثنای چند سالی پیش از تحویل دودستی کشور به طالبان که کورسویی از امید بر دل مردمانش تابیدن گرفت هرچند در خوف و رجا؛ حمله داعش به دانشگاه کابل را خاطرتان هست و این جملهای که ازسوی پدر یکی از قربانیان آن فاجعه بر روی گوشی موبایل او جهانی شد: جان پدر کجاستی؟ زنان و دختران هم به دلیل ممنوعیتهایی که برایشان خصوصا در تحصیل و حضور در جامعه وجود داشته، همیشه پای ثابت قربانی شدن بودهاند. تصاویری هم که بعد از ورود طالبان به افغانستان در سال ۲۰۲۱ را هم یادتان هست؟ خیل عظیمی از جوانان و کودکان، زنان و مردان که رسما داشتند فرار میکردند؟ و فیلمهای تکان دهنده آویزان شدن دو مرد افغان از چرخهای هواپیمایی که سربازان آمریکایی را خارج میکرد؛ نقطه شدن آنها در آسمان و سرانجام سقوط و مرگ!
وقتی شرایط زیستن بر خاکی که در آن هستیم، دشوار و غیر قابل تحمل شود چه کار میکنیم؟ خیل عظیم مهاجرت از روستاها و شهرها و شهرستانهای محروم به پایتخت به منظور بهره بردن از همه امکاناتی که به صورت بیبرنامه آنجا جمع شدهاند، یکی از راهکارهای پیشرو است. اما زمانی فرا میرسد به دلیل بسیاری مسائل اجتماعی و اقتصادی پایتخت هم دیگر جای ماندن نیست و اینگونه است که سیل مهاجرت و پناهندگی اقشار و طبقات و مشاغل به کشورهای اروپایی و آمریکایی در سرخط خبرها جای میگیرد.
طبیعی است که مردم افغانستان هم به برای رهایی از وضعیت بغرنج خود به خروج از کشور و رفتن به جایی دیگر، درست بیخ گوششان یعنی ایران فکر کنند. آنچه اکنون گفته میشود این است که ایران به مدینه فاضله و بهشتی برین برای مردم افغانستان بدل شده که با توجه به سختیهایی که در ایران متحمل شده و میشوند شاید تعبیر درستی نباشد و آنها چاره و گزینهای جز ایران نداشته باشند.
یک بحثی که همیشه در خصوص اتباع افغانستان وجود داشته ارزان بودن نیروی کار آنها و درآوردن کار از چنگ کارگران ایرانی و بیکار شدن آنهاست. هرچند که در این تحلیل، بحث بیگاری کشیدن از کارگران افغانی و سودجویی برخی کارفرما از ذهنها دور شده.
با این حال به نظر میرسد که حالا نه برخی از مردم که مسئولان هم نسبت به افزایش حضور افغانستانیها در ایران احساس خطر کردهاند. و حالا دیگر رسانهها خیلی راحت نسبت به این امر هشدار میدهند. وقوع حوادث تروریستی در ایران مثل شاهچراغ و رد پای اتباع بیگانه به عنوان مجریان حملات، شاید آغازگر رسمی از این مخاطرات بود. هرچند پیش از آن، نمایندههایی از مجلس و افراد و مقاماتی در این خصوص اظهار نظر کرده بودند و البته بحث آنها بدآموزی فرهنگی آنها، جداسازی مدارسشان از کودکان ایرانی و همان بحث تکراری نیروی کار بود.
اما حالا همان نمایندهها میگویند شناسایی نشدن هویت بسیاری از آنها منجر به بروز جرم و بزه و اعمال خلاف قانون میشود و راه پیگیری هم وجود ندارد. از طرفی باز هم تاکید کردهاند که حضورشان میتواند مخاطراتی برای امنیت کشور ایجاد کند.
به نظر، مسئولان تصمیماتی هم گرفته یا دارند میگیرند چراکه جرقههایی برای کمتر شدن حضور آنها زده شده است برای نمونه همین چند وقت پیش، ممنوعیت حضور آنها در اطراف حرم شاهچراغ، جایی که دو بار مورد حمله تروریستی واقع شد.
اگر شما نظری به کشورهای پیشرفته با زیرساختهای سیاسی هرچند به ظاهر دقیق، منطقی و علمی انداخته باشید، خواهید دید که کرسیهای نمایندههای پارلمانها و مجالسشان، در اختیار افرادی با ملیتهای مختلف است. ایرانیها هم در میان آنها دیده میشوند. افرادی با مذاهب و رنگهای متفاوت. حالا سوال اینجاست که چرا این کشورها از حضور کسانی غیر از خودشان در کشورهایشان آن هم در جایگاه و ردههای بالای سیاسی و حقوقی احساس خطر نمیکنند.
پاسخش شاید همان یک جمله پیشین و کوتاه باشد؟ در کشور ما هرچند به گفته مسئولان در حوزه امنیت پیشرفتهای بالایی داشتهایم، اما زیرساختهای سیاسی هم مثل بسیاری از زیرساختهای دیگر در حوزههای اجتماعی، فراهم نیست به همین دلیل است که افزایش حضور اتباع یک کشور دیگر خصوصا افغانستان و البته افغانستانی که حالا زیر نگاه سخت و تیز طالبان است، زنگ خطر را برای آنها به صدا درآورده است.
ازاین نکته هم نگذریم که برخورد طالبان با کشور ما در زمینه حقابه هیرمند تجربه خوبی را از روابط دو کشور نشان نمیدهد، درگیریهای مرزی را هم به آن اضافه کنید و انتقاداتی که مقامات طالبان گاه و بیگاه نسبت به ایران در سخنرانیها و گفتههای خود ارائه میدهند.
حالا سوال اینجاست که اگر مردم افغانستان از ایران هم رانده شوند به کجا باید بروند و وقتی خانوادههایشان پیام دادند که کجا هستند نتوانند درست و دقیق شرح حالی از وضعیت جغرافیایی خود ارائه بدهند!
5 میلیون یا بیشتر و کمتر؟
روز گذشته، احمد وحیدی، وزیر کشور، آمار جدیدی در خصوص مهاجران افغانستانی در ایران ارائه داد که البته با توجه به آمار ارائه شده در سال قبل که همین رقم بود، به نظر، آمار دقیقی به نظر نمیرسد. چرا که به گفته مسئولان بسیاری از مهاجران به صورت غیر قانونی وارد کشور شدهاند. به گفته وزیر کشور و آنچه او تأیید کرده، این آمار، ۵ میلیون نفر است که شامل مهاجران رسمی و غیررسمی میشود.
روز گذشته، رسانهها هم به نقل از چند نماینده مجلس، هشدارهایی نسبت به حضور و افزایش مهاجران افغانستان دادند. فرارو در گزارشی نوشت که «پس از سقوط دولت پیشین این کشور و به قدرت رسیدن طالبان، هزاران تن از نظامیان پیشین، خبرنگاران، فعالان مدنی، سیاستمداران و سایر شهروندان افغانستان به ایران مهاجرت کردند. آمارهای سازمان ملل نشان میدهد ۷۸۰ هزار پناهجوی ثبت شده و ۲.۶ میلیون افغان بدون اسناد و ۶۰۰ هزار نفر با اسناد قانونی در ایران ساکن شدهاند. آمارهای رسمی که سال گذشته از سوی حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه ایران منتشر شده به عدد تقریبی پنج میلیون مهاجر افغان، اشاره دارد.»
جرم و جنایت را افزایش میدهند؟
اما بخوانید از نظر نمایندهها؛ حسن همتی، رئیس کمیته امنیت کمیسیون امنیت ملی مجلس معتقد است به کارگیری اتباع توسط صاحبان کارخانه و حرف مختلف، تخلف است و گفته «ورود افراد غیر مجاز به کشور باعث افزایش جرم و جنایت میشود چراکه این افراد شناسایی نشدند و در صورتی که جرم و جنایت انجام دهند نمیتوان آنها را پیگیری کرد. بنده مخالف ورود اتباع غیر مجاز به کشور هستم و این مساله بیشتر در مورد اتباع غیر مجاز کشور افغانستان مطرح میشود؛ با توجه به اطلاعاتی که در دسترس است، تعداد زیادی از اتباع غیر مجاز، بعد از حضور طالبان و داعش در افغانستان، ورود غیر قانونی به ایران داشتند و در مناطقی از تهران و سایر نقاط کشور سکنی گزیدند.»
به زودی با چالش امنیتی مواجه میشویم
جلال رشیدی کوچی، نماینده مردم مرودشت هم در توئیتی نوشته: «با احترام به اتباع قانونی، معتقدم تا دیر نشده باید هزینهها برای مهاجرین غیرقانونی و کسانی که امکانات در اختیار این افراد میگذارند چنان افزایش یابد که ماندن در ایران برایشان به صرفه نباشد. اگر دولت فکر عاجلی، نکند به زودی با چالشهای امنیتی و اجتماعی روبهرو خواهیم شد.»
میثم مهدیپور، مشاور کاظمی قمی سفیر و نماینده ویژه ایران در افغانستان در واکنش به نشر خبرهایی مبنی بر روند افزایشی مهاجران افغانستانی به ایران، هم نوشته: «۱-برخلاف اخبار مغرضانه این روزها، ورودی مرزها خلوت است و کشور نیز هیچ انگیزهای در خصوص افزایش تعداد پناهجویان افغانستان ندارد. ۲- طرح انسداد فیزیکی مرزها تصویب و با جدیت در حال اجرا است. امید است با اجرای این طرح بخش اعظمی از ورود غیرقانونی حل شود. ۳- اخراج پناهجویان، راهحل مشکل موجود نیست (چند روز دیگر از طریق غیرقانونی وارد میشوند) فارغ از هزینهای که به کشور تحمیل میشود. ۴- هماهنگی جزایر تصمیم گیر کشور در موضوع افغانستان – تعریف صحیح از افغانستان (فرصت یا تهدید) - عمل به نقشه راه در قبال افغانستان و… راهکار اساسی است.»
در خصوص چالشهایی که به آنها اشاره شد، کیومرث سرمدی واله، نماینده همدان در مجلس یازدهم و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی به فرارو گفته: «در یک نگاه کلی باید بپذیریم که استکبار جهانی در همه زمینهها و به ویژه در بحث اخلال در توسعه کشور ما فعال بوده و هست و احتمالا خواهد بود. آنها از هر روشی برای نفوذ در کشور و ایجاد مشکلات استفاده میکنند. طبیعتا در بحث افزایش مهاجران به کشور و به ویژه مهاجرانی که بدون مجوز و گذرنامه رسمی و معتبر قانونی وارد کشور ما میشوند نیز مسئله از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است و میتواند منجر به مشکلاتی حاد شود.»
او افزوده: «همزمان با افزایش جمعیت مهاجران، استفاده از امکانات کشور توسط مهاجران نیز افزایش پیدا میکند و ممکن است مشکلاتی در این زمینه رخ دهد. افزون بر اینها، گرچه ورود مهاجران به کشور فینفسه خطرناک نیست، اما میتواند مخاطراتی امنیتی را در سطح مناطق مختلف کشور ایجاد کند. این مخاطرات با توجه به حجم بالای جمعیتی که احتمالا از مسیرهای قانونی به کشور وارد نشدهاند و البته گذرنامه معتبر نیز ندارند، جلوه پررنگتری خواهد داشت؛ بنابراین من به عنوان یکی از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، تاکید دارم که بحث مهاجران غیرقانونی و حتی قانونی و به ویژه مهاجران افغان، به نظارت و برنامهریزی مشخص نیاز دارد. اگر این نظارت و برنامهریزی انجام نشود، بدون شک در آیندهای نه چندان دور با مشکلاتی ملموس و سنگین در سطح کشور مواجه خواهیم شد.»
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، توضیح داده: «بدون شک افزایش جمعیت مهاجران در ایران، با توجه به وضعیت حساس کشور، به تدبیر سیاسی اجتماعی نیاز دارد. یکی از این تدابیر، تدوین قوانین مترقی است. منظور از قوانین مترقی، قوانینی است که با وضعیت فعلی جامعه همخوانی داشته باشد. معتقدم که حاکمیت باید به این موضوع ورود پیدا کند. چگونگی ورود این مهاجران به کشور باید به شکل کامل رصد شده و با قوانین جدیتری کنترل شود. در مرحله بعدی، وضعیت سکونت مهاجران در کشور نیز حائز اهمیت است. نوع اقامت این افراد و چگونگی بهرهمندی آنان از امکانات کشور، نیازمند بازبینی و باز تدوین است. در این مسیر از یک سو به نظارت جدی و همه جانبه و از سوی دیگر به قوانینی که جهان شمول باشد و همه مخاطرات آتی را پیش بینی کند نیاز داریم. افزایش جمعیت مهاجران در ایران بدون تدبیر تبدیل به یک معضل خواهد شد که حل آن چندان ساده نیست.»
او افزوده: «در حال حاضر، در بدو ورود اتباع بیگانه و به ویژه افغانها به ایران، شاهد راهکار خاصی نیستیم. این در حالی است که بارها از مهاجرتهای غیرقانونی به کشور آسیبهایی دیدهایم. وقتی مهاجران به شکل غیرقانونی وارد کشور میشوند، نه قابل ردیابی و پیگیری هستند و نه جا و مکان کار و زندگی مشخصی دارند. همین موضوع، یک مسئله قابل توجه است.»
اغراق یا واقعیت؟
این روزها شما هم ممکن است زیاد شنیده باشید که تهران و بعضی شهرهای دیگر به محاصره افغانها درآمده با تیترهایی که روزنامه شرق در گزارشی به آن اشاره کرده بود مثل: «جنوب تهران در محاصره افغانستانیها»، «۷۵ درصد زایمانهای تهران و حاشیه تهران مربوط به زنان افغانستانی است»، «۸۰ درصد مدارس کشور بهخاطر حضور اتباع افغان دو شیفته شدهاند» و نمونههای دیگری از این دست.
این گزارش را با آمار وزیر کشور به پایان میبریم و اینکه چرا در خصوص تعداد دقیق این مهاجران و تصمیمگیری برای حضور یا عدم حضور آنها به درستی و دقیق، اطلاعرسانی نمیشود؟
ارسال نظر